تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 399

مساهمون:

صكلم الطيب ٣٩٩
آنهاست و نباشد كمتر از اين تعداد يا بيشتر از اين مگر اينكه خدا با آنهاست هر جا بوده باشند ، علاوه بر اينكه جمله
« إِنَّ اللَّهَ مَعَنا »
چون جمله اسميه و مصدر بان مؤكده دليل است بر اينكه ابى بكر بمعيت حق تعالى معتقد نبوده كه با اين اندازه تأكيد بيان فرموده و گرنه محتاج ببيان نبود . و جهت پنجم - كه اجتماع با رسول خدا در غار باشد آن هم فضيلتى نيست ، زيرا چه بسا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله با كفار و مشركين در يك مكان مجتمع بوده‌اند . علاوه بر اينكه از آيه مثالبى براى ابى بكر استفاده مىشود : اول - اينكه مورد نزول سكينه و آرامش حقتعالى واقع نشده چه اگر مورد نزول سكينه واقع شده بود بايد گفته شود : ثم انزل اللّه سكينته عليهما » « 1 » با اينكه در همين سوره در آيه ديگر خداوند مؤمنين را مورد نزول سكينه قرار داده ميفرمايد :
« ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ »
« 2 » دوم - قابل تأييد الهى نبوده كه خداوند تنها پيغمبر را بتأييد خود اختصاص داده و فرموده
« وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها »
. سوم - اينكه بر خود ميترسيده و بحفظ الهى اطمينان نداشته كه پيغمبر به او فرموده
« لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا »
چنانچه بيان شد . و ثانيا - بر فرض كه آيه دلالتى بر فضيلت ابى بكر داشته باشد دليل بر اثبات
هامش
( 1 ) اگر گفته شود ضمير در« فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ »راجع بأبى بكر است ، براى اينكه اولا - رسول ( ص ) هرگز از سكينه جدا نشود و ثانيا - ابى بكر خوف داشت و او بسكينه محتاج‌تر بود ، جواب گوئيم اولا - چون در آيه تمام ضمائر قبل از ضمير مذكور و همچنين ضمير بعد از آن ( ايده ) راجع برسول اكرم ( ص ) است اين ضمير نمىشود در اين ميانه راجع به غير او باشد و ثانيا - در همين سوره در آيه ديگر خداوند رسول اكرم را مورد نزول سكينه قرار داده ميفرمايد :« ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ »چنانچه اشاره شد . ( 2 ) سوره برائه آيه 26