فضيلت باشد آيه مذكور پيغمبر را ثانى ابى بكر خوانده لذا لازم آيد كه ابى بكر افضل از پيغمبر باشد .
و جهت دوم - كه گفتند صاحب رسول اللّه خوانده شده ، مراد مصاحبت در طريق يا در غار است و مصاحبت اثبات فضيلت نمىكند ، زيرا ممكن است دو مصاحبت مغاير يكديگر باشند ، چنانچه خداوند مؤمن را مصاحب كافر خوانده در آيه شريفه
« قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ »
« 1 » ( و رفيق او مر او را گفت درحالىكه با او گفتگو مىكرد آيا كافر شدى به آنكه ترا آفريد ) .
و شاعر حمار را صاحب شخص خوانده ميگويد :
« ان الحمار مع الحمار مطية * فاذا خلوت به فبئس الصاحب »
( بدرستى كه خر با خر ديگر راهپيما مىباشد و چون من با حمار تنها شوم بد صاحب و همراهى است ، كنايه از اينكه راه نميرود و كندى مىكند .
و جهت سوم - كه مورد تسليت واقع شدن او باشد ، گوئيم حزن او براى خدا بود يا براى نفس خود ؟ هرگاه بگويند براى خدا بود ، چرا رسول خدا از كارى كه براى خداست نهى فرمود ؟ و اگر بگويند براى خودش بود ، پس فضيلتى براى او نمىشود ، بلكه كاشف از نقص و ضعف ايمان و عدم اطمينان او بوعده خدا و رسول بوده است .
و جهت چهارم - كه معيت حقتعالى با او باشد اين نيز فضيلتى نيست زيرا خدا با همه چيز و همه كس هست چنانچه در قرآن مجيد ميفرمايد
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا »
« 2 » ( نباشند سه كس راز گوينده با هم مگر اينكه خدا چهارمى ايشان است و نباشد پنج كس راز گوينده مگر اينكه خدا ششمى
هامش
( 1 ) آيه 35 سوره كهف
( 2 ) سوره مجادله آيه 8