دليل دوم - دليل ديگرى كه عامه بر خلافت ابى بكر به آن تمسك نمودهاند آياتى چند از قرآن است :
اول - آيه شريفه غار است
« إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها »
« 1 » اگر يارى نمىكنيد پيغمبر خدا را پس بتحقيق خدا او را نصرت فرمود ، زمانى كه كفار او را بيرون نمودند درحالىكه دومى از دو تا بود ، آنگاه كه آن هر دو در غار بودند آنگاه كه به صاحبش ابى بكر گفت : محزون مباش محققا خدا با ماست ، پس خدا سكينة و آرامش بر پيغمبر خود فرستاد و او را به لشكرهائى كه نمىديدند تأييد فرمود ) كه گفتند : اين آيه از جهاتى بر فضيلت ابى بكر دلالت مىكند و هر كه داراى اين فضائل باشد لايق خلافت است .
1 - اينكه خداوند او را ثانى رسول خدا شمرده بنابراين بر ساير صحابه مقدم است .
2 - او را صاحب رسول اللّه خوانده و وجه فضيلتى بالاتر از اين نميشود .
3 - مورد تسليت رسول اكرم واقع شده كه به او فرموده است
« لا تَحْزَنْ »
4 - خدا با اوست زيرا پيغمبر فرموده
« إِنَّ اللَّهَ مَعَنا »
5 - خدا او را با پيغمبر در غار جمع فرموده است »
بنابراين با اين فضائلى كه در اين آيه براى ابى بكر ذكر شد لايق خلافت خواهد بود زيرا ترجيح راجح لازم است .
و جواب از اين استدلال اين ستكه اولا آيه مذكور هيچ دلالتى بر فضيلت ابى بكر ندارد بلكه دليل بر ضعف ايمان اوست .
اما جهت اول - كه گفتند ثانى رسول خدا و در مرتبه دوم اوست » ثانى بودن در غار است نه در فضيلتى از فضائل پيغمبر ، علاوه بر اينكه اگر مراد ثانى در
هامش
( 1 ) آيه 40 سوره توبه