به طرف آن ميرود .
و در اين موقع يكى از پسران ابى لهب بن عبد المطلب اين اشعار را گفت .
« ما كنت احسب هذا الامر منصرفا * عن هاشم ثم منها عن ابى الحسن »
« أ ليس اول من صلى لقبلتكم * و اعلم الناس بالقرآن و السنن »
« و اقرب الناس عهدا بالنبى و من * جبريل عون له فى الغسل و الكفن »
« من فيه ما فى جميع الناس كلهم * و ليس فى الناس ما فيه من الحسن »
« من فيه ما فيهم لا يمترون به خ ل » * و ليس فى الناس ما فيه من الحسن »
« ما ذا الذي ردهم عنه فنعلمه * ها ان ذا غبنا من اعظم الغبن »
« من ذا الذي ردكم عنه فنعرفه خ ل * ها ان بيعتكم من اول الفتن خ ل « 1 » »
9 - قيس بن سعد كه از اكابر انصار و سياف رسول اللّه بوده چنانچه صاحب سير الصحابة ، كه از مورخين عامه است نقل كرده كه بابى بكر گفت : از خدا بترس و مباش اول كسى كه در حق آل محمد صلى اللّه عليه و آله ظلم كرده باشد و اين امر را به كسى كه از تو سزاوارتر است رد كن ، و بسيارى از فضائل على مانند رد شمس و غير آن را متذكر شده .
10 - اسامة بن زيد است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله او را در مرض موت بر لشكرى كه در آن اكثر مهاجرين و انصار بودند امير گردانيده كه از آن جمله ابى بكر و عمر و ابو عبيده و عبد الرحمن بن عوف و طلحه و امثال اينها در آن لشكر
هامش
( 1 ) گمان نميكردم امر خلافت از قبيله بنى هاشم و از آنها از ابى الحسن تجاوز كند ، مگر على اول كسى نبود كه به قبله شما نماز گزارد و داناترين شما به قرآن و سنت نيست ؟ و قريب العهدترين مردم به پيغمبر نيست ؟ و آن كسى نيست كه جبريل ياور او در غسل و كفن نمودن پيغمبر بوده ؟ على كسى است كه بدون شك جامع است آنچه را ديگران دارند و حال آنكه محاسن و خوبيهاى او را ديگران فاقدند .
ما ميدانيم آن چيزى را كه شما را از على منصرف گردانيد ، آگاه باشيد اين بيعت شما با ابى بكر اولين فتنه و بزرگترين زيانهاست .