تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 378

مساهمون:

صكلم الطيب ٣٧٨
6 - عباس بن عبد المطلب عموى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم است كه پس از آنكه بنى هاشم و عدهء از محبان آنها از بيعت ابى بكر سرباز زدند و به خلافت بنى هاشم متمايل شدند ابى بكر و عمر از پى ابو عبيده و مغيرة بن شعبه فرستاده و با آنها مشورت نمود مغيره رأى داد كه بايد بهره و نصيبى از اين امر براى عباس در اولاد او قرار داد تا بدين وسيله طرف على عليه السّلام را رها كنند ، لذا ابا بكر و عمر به منزل عباس رفته و پس از آنكه ابى بكر گفت مردم مرا براى خلافت اختيار كرده و من قبول كردم اين مطلب را به عباس پيشنهاد كرده عباس در جواب او گفت اگر بواسطه قرابت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله طلب خلافت نموده حق ما را گرفته ، زيرا ما به پيغمبر نزديك‌تريم و اگر به رضايت مؤمنين اين امر بر تو استوار شده ما نيز از مؤمنينيم و به اين امر راضى نيستيم و اما بهرهء را كه ميخواهى بما بدهى اگر از حق خودت مىباشد براى خود نگاهدار و اگر از حق مؤمنين است ترا حق دخالتى در آن نيست و اگر از حق ماست ما ببعضى از آن دون بعضى راضى نيستيم ، اين مطلب را از ابن ابى الحديد و ديگران به چند سند از براء بن عازب « 1 » روايت كرده‌اند . 7 - عبد اللّه بن عباس است كه باعتراف علماى عامه از علماء قريش است و مباحثات او با عمر در اكثر كتب عامه مسطور است ، حتى عمر اعتراف نموده كه با هر كه مباحثه كرد غالب شد ، چنانچه ابن ابى الحديد از عبد اللّه بن عمر نقل نموده است . 8 - فضل بن عباس است كه ابن ابى الحديد از ابن به كار « 2 » نقل كرده موقعى كه با ابى بكر بيعت كردند قبيله تيم به اين امر افتخار مينمودند و عامه مهاجرين و انصار شك نداشتند كه صاحب امر بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله على عليه السّلام است ، پس فضل بن عباس گفت : « اى معشر قريش مخصوصا قبيله بنى تيم همانا شما خلافت را بواسطه نبوت گرفتيد و حال آنكه ما اهل آن بوديم نه شما ، و اگر ما امرى را كه اهلش بوديم طلب مىكرديم كراهت مردم بر ما بيش از شما ميبود بواسطه حسد و حقدى كه نسبت بما دارند و ما ميدانيم نزد صاحب ما ( على بن أبي طالب ) امريست كه
هامش
( 1 ) عازب - مصحح ( 2 ) ابن به كار - م -
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 378 | سيد عبد الحسين طيب