و شك و ريب در آن نباشد داشته باشد تا بتوان او را از مدعيان دروغى تشخيص داد .
و دليل علمى و برهان قطعى در اين مقام سه چيز است كه حد اقل يكى از آنها را بايد دارا باشد .
اول - نص قطعى متواتر از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله كه از حيث سند و دلالت قابل هيچگونه خدشه و اشكال نباشد ، نظير حديث غدير خم و حديث ثقلين و طير مشوى و سفينه و نحو اينها كه شرحش در امامت خاصه بيايد .
دوم - نص قطعى متواتر از امام سابق بر لاحق يا اخبار معصوم ثابت العصمة بر امامت او ، يا دعوى امامت از كسى كه عصمت او بدليل قطعى ثابت شده باشد زيرا احتمال كذب و اشتباه در نبى ثابت النبوّة و در امام ثابت الامامة و در معصوم ثابت العصمهء نميرود و نفس عصمت آنها مانع از كذب و خطاست .
سوم - صدور معجزه « 1 » از مدعى امامت بخصوصياتى كه در بخش نبوت بيان شد « 2 » .
هامش
( 1 ) اگر كسى بگويد اطلاق معجزه منحصر بر انبياء است و درباره غير آنها بكرامت بايد تعبير كرد ، جواب گوئيم : اولا - نزاع در لفظ نيست اگر امر خارق عادت از مدعى امامت صادر شد دليل بر صدق اوست چه از آن بمعجزه و چه كرامت و چه نام ديگرى تعبير شود ، و ثانيا - معجزه آنست كه بر خلاف عادت و ناموس طبيعت و خارج از قدرت بشر و تعليم و تعلم و در مقام تحدى و مقرون بدعوى باشد ، و كرامت آنست كه در مقام تحدى و مقرون بدعوى نباشد اگر چه خارج از قدرت بشر و بر خلاف عادت باشد ، مانند كراماتى كه از اصحاب ائمه مثل سلمان و از امامزادگان مانند حضرت أبو الفضل و از علماء بزرگ مانند مقدس اردبيلى و غيره صادر شده است و چون از امام در مقام تحدى و مقرون بدعوى امامت است پس معجزه است نه كرامت .
( 2 ) به بحث نبوة مراجعه شود .