اكتساب و تحصيل دارا شده باشد « 1 » .
امر پنجم - بايد نسبش پاك و حسبش شريف و از نواقص خلقى ( بكسر خاء ) و امراضى كه موجب تنفّر طبع مردم است ( مانند جذام و پيسى و نحو اينها ) مبرا باشد و در بخش نبوت گذشت كه آنچه در حق ايوب گفتهاند بىمدرك است .
امر ششم : افعال و مكاسبى كه در نظر اهل زمانش پست است ( مانند حجامى و دلاكى و زبالهكشى ) بايد از او صادر نشود و همچنين از مجالست با اراذل و اوباش و حضور در مجالس غير مناسب و چيز خوردن در راه و بالجمله از آنچه منافى مروت و موجب سقوط از نظر مردم و تنفر طباع آنان است دورى جويد چنانچه در شرايط نبوت گذشت .
امر هفتم - بايد از جميع موانع امامت كه بعد از اين بيان خواهيم كرد خالى باشد .
مقصد دوم در بيان ادله بر لزوم اين كمالات در امام :
دليل بر لزوم اين كمالات در امام بسيار است و ما بذكر سه دليل اكتفا ميكنيم :
اول - اينكه خداوند قادر است خليفه پيغمبر خود را داراى اين كمالات قرار دهد و صلاح امت در اين امر نيز هست و هيچگونه مفسدهء بر او مترتب نيست
هامش
( 1 ) مقصود از موهوبى بودن كمالات اينست كه از غير طرق اكتساب و موازين تحصيل اخذ شود اعم از اينكه از جانب حق بدون واسطه به او افاضه شود يا بواسطه ملك يا نبى يا امام سابق اخذ گردد بر غير طرق عادى ، مثل اينكه در طرفة العين هزار باب از علم بر وى مفتوح شود كه از هر بابى هزار باب ديگر مفتوح گردد ( چنانچه در باره امير المؤمنين ( ع ) دارد ) با اينكه در حين رحلت امام سابق ودايع امامت را به امام لاحق بسپارد ( چنانچه در باره ساير ائمه دارد . )