پس بمقتضاى حكمت و عدل صدور آن از خداوند لازم است ( چنانچه در مبحث عصمت انبياء و ائمه و همچنين موارد ديگر اشاره شد ) .
دوم - اگر امام داراى اين كمالات نباشد نقض غرض لازم آيد ( ببيانى كه در شرط عصمت گذشت و نقض غرض بر خدا محال است .
سوم - هرگاه در ميان امت كسى افضل از امام يا مساوى او باشد ( و لو در يكى از كمالات نفسانى ) ترجيح مرجوح بر راجح و يا ترجيح بلا مرجح « 1 » لازم آيد و اين هر دو قبيح و محال است از خداوند صادر شود .
شرط سوم از شرايط امام داراى معجزه يا دليل قطعى ديگر بودن است :
چنانچه از مطالب سابقه فهميده شد امامت مقام ارجمنديست كه هر شخص رياستطلبى مايل احراز اين مقام مىباشد و چون شرايطى كه در تمام لازم است از عصمت و اكمليت اكثر امور باطنى است كه جز علام الغيوب كسى مطلع از آنها نيست و اگر بنا باشد امام به حق و آن كسى كه خداوند او را بامامت برگزيده است داراى دليل قطعى و نشانه بارزى بر امامت خود نباشد از مدعيان كاذب و جاهطلب تشخيص داده نشود و در نتيجه مردم در حيرت و ضلالت افتند و بالاخره نقض غرض لازم آيد و حجت بر خلق تمام نشود .
بنابراين لازم است شخص امام برهان قطعى كه جاى هيچگونه شبهه
هامش
( 1 ) مراد از ترجيح مرجوح بر راجح مقدم داشتن و برترى دادن كسى است كه رتبه او پائينتر است بر كسى كه رتبه او بالاتر باشد و مقصود از ترجيح بلا مرجح ، مقدم داشتن و برترى دادن كسى است بر ديگرى بدون جهت امتياز و رجحان ، و اين با لذات محال است .