و تقديمش قابل تغيير است و بسا باعمال صالحه و دعاء مؤمنين در تعجيل فرج مقدم شود و بسا باعمال صالحه و دعاء مؤمنين در تعجيل فرج مقدم شود و بسا بواسطه اعمال قبيحه و كردارهاى ناشايسته بتأخير افتد .
و ثانيا - هرگاه تعيين شده بود بسيارى از مؤمنين كه ميدانستند درك زمان ظهور را نميكنند از فيض ثواب انتظار فرج كه افضل از جميع عبادات است محروم شده و بغم و اندوه عمر خود را سپرى ميكردند و از آن طرف فساق و فجار و ظلمه در فسق و فجور و ظلم و بيدادگرى طغيان مينمودند .
اين بود جواب شبهاتى كه معاندين دست و پا كرده بودند و ما يك جواب كلى ديگرى از جميع اين شبهات و غير آنها ميدهيم و آن اين ستكه همينطور كه ما در مبحث عدل ثابت كرديم همه كارهاى خدا از روى حكمت و مصلحت بوده و محال است بر خلاف حكمت از او فعلى صادر شود ولى لازم نيست كه ما تمام حكم و مصالح كارهاى او را بفهميم بلكه معقول نيست زيرا احاطه بجميع حكم و مصالح مختص بذات پروردگار است .
همين نحو بعد از آنكه دليل قطعى بر لزوم عصمت انبياء و ائمه اقامه نموده و براهين واضحه بر نبوت يا امامت هر كدام بيان كرديم ، لازم نيست به حكم و مصالح تمام كارهاى آنها پى ببريم بلكه فى الجمله بايد بدانيم قدمى بر خلاف امر الهى بر نميدارند و كارى بر خلاف مصلحت نمىكنند اگر چه حكمت آن را ما نفهميم .
دومين شرط امامت افضليت است :
امام بايد در جميع كمالات نفسانى از همه امت عصر خود افضل باشد و كلام در اين شرط در دو مقصد واقع مىشود .
مقصد اول در موضوع كمالات نفسانى و توضيح آنها :
و اين مقصد را در ذيل چند امر بيان ميكنيم :