عراق گرديد .
از طرفى وعدههاى اهل كوفه مخصوصا شيعيان آن حضرت نيز حقيقتا از روى مكر و خدعه نبوده و آن بىوفائيهائى كه از آنها نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت حسن شد بيشتر براى اين بود كه هنوز بظلمها و اذيتها و زورگوئيها و جنايتهاى معاويه برخورد نكرده بودند .
ولى با اين وصف حضرت به آن همه نامهها اكتفاء نكرده و تا پسر عم خود مسلم را نفرستاد و آنها به او بيعت نكردند و او جريان امر را براى حضرت ننوشت ابى عبد اللّه عليه السّلام به طرف كوفه حركت نفرمود ، و مخصوصا با اهل بيت و زنان و اطفال خود حركت فرمود كه دليل باشد بر اينكه با كسى خيال جنگ و جدال و خروج ندارد ، بلكه بعنوان پناهندگى باهل كوفه عزم آنجا را نموده است .
و واقعا اگر ابن زياد بكوفه نيامده و آن مكرها و حيلهها را به كار نبرده بود باينكه در بيت المال را باز كند و ميان اهل كوفه قسمت نمايد و نان و گوشت آنها را ارزان نمايد و چنين به آنها بنماياند كه وضعيّات يزيد غير از معاويه است و او با شما سر رأفت و مهربانى دارد ، و از آن طرف اهل كوفه را بترساند كه لشكر انبوهى از شام حركت كرده و هر كس مخالفت كند جان و مال و زن و فرزند و خانه او در خطر است و متجاوز از چهار هزار شيعه را گرفته و محبوس نموده و مسلم و هانى را ببدترين وضع بقتل رسانده و در اطراف لشكر فرستاد كه كسى نتواند به يارى ابى عبد اللّه عليه السّلام بيايد ، هرآينه اين قضايا واقع نمىشد ، زيرا ياوران حضرت بسيار بودند و حتى تا روز هشتم مطمئن نبودند كه كسى به يارى حسين نيايد ، روز نهم محرم كه آن حضرت كاملا محاصره شد براى آنان قطع حاصل شد كه ديگر كسى به يارى حسين نميتواند بيايد .
علاوه بر اينكه حضرت بسيار در خطبهها و مذاكرات خصوصى و عمومى خود با لشكر حر و عمر سعد ميفرمود من با كسى جنگ ندارم ، هر جا كه بخواهيد
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 348
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٣٤٨