تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 347

مساهمون:

صكلم الطيب ٣٤٧
و وظايف دينى ، دوم - روى جهات معنوى و اسرار باطنى . اما روى قواعد ظاهرى : پس از صلح حضرت حسن عليه السّلام و تسلط معاويه بر عراق ، وى بر اهالى آنجا مخصوصا شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام ظلم و تعدى بسيار نمود بخصوص موقعى كه زياد والى عراق شد ، وى بسيارى از آنها را كشت و خانه‌هاى آنها را خراب و اموالشان را ضبط كرد و آنها از اين تعديات كاملا بستوه آمدند . روى اين اصل نامه‌هاى بسيارى خدمت حضرت حسين عليه السّلام نوشته و استغاثه و طلب فريادرسى كردند ، حضرت در جواب آنها ميفرمود : امر با برادرم حسن است و من تحت اطاعت او هستم . تا موقعى كه حضرت حسن عليه السّلام رحلت فرمود ، ظلم معاويه بر اهل عراق بيش از پيش و اصرار آنها بر اين امر زيادتر گرديد و حضرت بواسطه تسلط معاويه از پذيرفتن دعوت آنان خوددارى ميكرد . تا وقتى كه معاويه بدرك و اصل شد ، اهل كوفه و بصره و غير آنها فوج فوج و دسته دسته نامه‌هاى بسيار براى حضرت فرستاده و نوشتند اينك براى شما عذرى باقى نيست با اينكه ميدانيد يزيد فاسق و فاجر و ميخوار و قمارباز است ، از آن طرف يزيد نيز به تمام قوى تصميم قتل آن حضرت را گرفته و بوالى مدينه نوشت كه از حسين بيعت بگيرد و در صورتى كه تن به بيعت در ندهد او را بقتل رساند و حضرت ديدند اگر بيعت كنند بكلّى اساس اسلام برچيده مىشود ، و چنانچه خودش ميفرمايد بايد با دين اسلام خداحافظى كرد ( و على الاسلام السلام ) لذا با حال خوف به خانه خدا پناه برد ، آنجا هم تصميم قتل او را گرفته و عدّهء شمشيرها را زير لباس احرام بستند كه در موقع احرام آن حضرت را شهيد كنند ، حضرت ديدند اين فكر اگر بمرحله عمل برسد علاوه بر اينكه حرمت خانه خدا و بست الهى از بين ميرود ، فردا ميگويند آن حضرت را يك عده دشمن شخصى كشته و مستند بيزيد و از روى دستور او نبوده ، لذا حج را به عمره تبديل و عازم