پليدش يزيد ملعون پس از فتح خيالى خود و باسارت آوردن اهل بيت حسين عليه السّلام در مجلسش در حالتى كه مست و مخمور است ميگويد : لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحى نزل » ( بنى هاشم چند روزى با سلطنت بازى كردند و گرنه خبرى آمده و نه وحيى نازل شده ) .
خدا شاهد است اگر شهادت حسين عليه السّلام و اسيرى اهل بيتش نبود بنى اميه به كلى اساس اسلام را از بين برده و خلافت اسلامى را يك سلطنت جابرانه در دنيا قلمداد نموده بودند .
اين شهادت حسين عليه السّلام و اسيرى اهل بيتش بود كه ريشه سلطنت بنى اميه را كند و بأهل عالم فهمانيد كه حكومت اسلامى حكومتى نيست كه معاويه و يزيد و امثال اينها متصدى او هستند و اين نابكاران بجور و عنف اين منصب را حيازت كردهاند .
بلكه اساس حكومت اسلامى بر روى عدل و نصفت و مساوات و مواسات و برادرى و اخوت ، و بالاخره حفظ حقوق همگانى استوار است و جز خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت او ( ع ) كسى سزاوار اين مقام نيست .
شبهه نهم : چرا حضرت رضا ولايت عهد مأمون را قبول و او را بخلافت شناخت ؟
جواب - اولا - حضرت رضا عليه السّلام به اختيار ولايت عهد مأمون را قبول نكرد بلكه وى را مجبور نمود و چون حضرت مكلّف بتقيّه بود از اين جهت قبول فرمود ، چنانچه تمام ائمه ( ع ) مأمور بتقيه بودند حتى در خبر از حضرت صادق عليه السّلام وارد شده كه فرمود « التقية دينى و دين آبائى » .
و اين نحو قبول ولايت عهد نمودن تصديق بخلاف مأمون نميشود و خود حضرت هم بمأمون فرمود : « الجفر و الجامعة تدلان على خلاف ذلك » اشاره باينكه علمى كه از جانب حق بما ائمه افاضه شده دلالت دارد بر اينكه ولايتعهدى تو نتيجهء نخواهد داشت و من زودتر از تو رحلت خواهم كرد .
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 350
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٣٥٠