چنانچه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله خبر شهادت بعضى اصحاب را به آنها ميداد و آنها با علم به اين امر بجنگ رفته و شهيد ميشدند ، و يا حضرت سيد الشهداء عليه السّلام در شب عاشوراء باصحابش خبر شهادتشان را داد و فرداى آن شب اصحاب با اينكه ميدانستند شهيد ميشوند ، چون امر امام و براى حفظ دين بود جهاد نموده و شهيد گرديدند و بعبارت واضحتر همينطور كه ميدانستند اين امور را كه واجب است حسب الامر الهى تسليم باشند .
شبهه هفتم - چرا حضرت حسن عليه السّلام با معاويه صلح نمود با اينكه ميدانست معاويه لياقت اين امر را ندارد و چرا مانند پدر بزرگوارش با معاويه جنگ نكرد ؟
جواب - بايد تاريخچه صلح حضرت مجتبى و موجبات آن را متذكر شويم تا حقيقت مكشوف گردد :
حضرت مجتبى عليه السّلام بعد از شهادت امير المؤمنين عليه السّلام براى قتال با معاويه خروج فرموده و لشكرى جمعآورى كرد و در نخيله كه يكى از منازل بود توقف نمود تا بقيه لشكر از كوفه و اطراف عراق آماده شوند و يك نفر از سرداران لشكر كه از طايفه بنى كنده بود با چهار هزار نفر فرستاد كه از پيش آمدن معاويه جلوگيرى كند تا حضرت با بقيه لشكر به آنها ملحق گردد معاويه 500 هزار درهم با وعده حكومت يكى از حدود شامات را براى سردار مزبور فرستاد و او را فريب داده به لشكر خود ملحق نمود .
وقتى به حضرت مجتبى خبر رسيد يك نفر ديگر از طايفه مراد را با چهار هزار نفر فرستاد ، معاويه او را نيز به همين نحو فريب داده و به لشكر خود ملحق نمود ، حضرت حسن عليه السّلام دوازده هزار نفر برياست پسر عمش عبيد اللّه بن عباس فرستاد ، معاويه عبيد اللّه را بيك مليون درهم كه نصف آن را نقد و نصف ديگرش را پس از ملحق شدن بمعاويه به او بپردازد فريب داده و نامبرده نيز به لشكر معاويه پيوست در اينجا بيست هزار نفر لشكر حضرت مجتبى متفرق شدند و پس از آن عدهء از
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 344
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٣٤٤