مناقشه كنند و از طرفى از رؤساى خود مانند خلفاى سهگانه و بنى عباس و غير اينها اعمال ناشايسته و معصيتهاى بزرگ مشاهده نموده و حتى ديدند زمانى در كفر و شرك بسر مىبردهاند ، لذا در مقام جواب نقضى بر آمده و بپارهء از شبهات خواستند منقصتى در ائمه اثنى عشر ابداع نمايند و آنچه دست و پا زده بيش از ده شبهه نتوانستند ابداع كنند و ما آنها را ذكر نموده و جواب مىدهيم .
شبهه اول : گفتند امير المؤمنين على عليه السّلام با آن قدرت و شجاعتى كه در جنگها در ركاب پيغمبر از او بروز نمود ، چرا بعد از رحلت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله در خانه نشست تا مثل ابا بكر و عمر حق او را غصب كرده و آن اهانتها را نسبت به او بنمايند و در خانهاش را آتش زده آن همه اذيت و آزار نسبت به دختر پيغمبر كرده فدك او را تصرف نمايند و بالاخره على عليه السّلام را به مسجد برده و از او بخواهند بيعت بگيرند ؟
جواب - امير المؤمنين عليه السّلام اگر در آن موقع دست بشمشير كرده ميخواست حق خود را بگيرد منافقين امت به كلى از ظاهر دين هم دست برداشته و مسلمانان تازه مسلمان ضعيف الاعتقاد هم در شبهه افتاده و از عقيده خود بر مىگشتند و دشمنان اسلام از يهود و نصارى و مشركين كه منتظر وقت بودند فرصت را غنيمت شمرده و اساس اسلام را در هم شكسته و اثرى از قرآن و دين باقى نميگذاشتند .
لذا بر امام لازم بود كه براى حفظ دين از خلافت ظاهرى صرف نظر نمايد و تن بظلم و جور آنها تن در دهد .
ولى حرفهاى ديگرى كه در اين مورد زدهاند باينكه « حضرت على عليه السّلام با آنها موافقت نمود و در مجالس آنها حاضر ميشد و با آنها مشورت ميكرد » اصلى ندارد ، زيرا كسى را كه با جبر و زور و با آن كيفيت به مسجد برند و با تهديد و عنف از او بيعت بخواهند بگيرند و آن همه اذيت و آزار براى اين كار نسبت
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 338
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٣٣٨