« أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ »
« 1 » ( آيا مردم را به نيكى امر ميكنيد و خود را فراموش مينمائيد ) و نيز ميفرمايد :
« لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ »
« 2 » ( چرا ميگوئيد چيزى را كه خود بجا نميآوريد )
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ »
« 3 » ( بزرگ گناهى است نزد خدا كه بگوئيد و خود بجا نياوريد ) .
بنابراين غرض از نصب او حاصل نشود و چون نقض غرض بر خدا محال است ، لذا لازم است امام معصوم از گناه و فراموشى و اشتباه باشد .
دليل دوم قاعده عدل است :
و بيانش اينست كه معصوم بودن امام داراى مصالح بسيار و فوائد بيشمار است ( چنانچه به مقدارى از آنها اشاره شد ) و از هرگونه مفسده و زيان خالى مىباشد ، بنابراين بمقتضاى عدل بر خداوند واجب است كه امام را معصوم قرار دهد چه در تركش مفسده حاصل شود - يعنى - تقويت اين مصالح مىشود و بر خدا قبيح است .
دليل سوم آيه شريفه « لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
« 4 » است
كه بيان آن در بخش نبوت در بحث عصمت انبياء گذشت « 5 » .
و بطور كلى چون مرتبه امامت نظير مرتبه نبوت و تالىتلو آنست ، لذا هر دليلى كه بر لزوم عصمت در انبياء اقامه نموديم بر لزوم عصمت امام نيز دلالت مىكند .
در بيان شبهاتى كه دشمنان مذهب تشيع نسبت بائمه طاهرين نمودهاند و جواب آنها :
چون دشمنان مذهب شيعه بادلهء كه بر عصمت امام اقامه شده نتوانستند
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 41
( 2 ) سوره صف آيه 2 و 3
( 3 ) سوره صف آيه 2 و 3
( 4 ) سوره بقره آيه 118
( 5 ) به بحث عصمت انبياء مراجعه شود