حجتك اللهم عرفنى حجتك فإنك ان لم تعرفنى حجتك ظللت عن دينى » كه معرفت خدا و پيغمبر و امام را مربوط به يكديگر دانسته .
علاوه بر اينكه نصوص و ظواهر بسيارى از آيات قرآنى و اخبار و متواتره كه در موضوع امامت وارد شده كمتر در ساير امور دينى وارد گرديده است ( چنانچه در بحث امامت خاصه بيايد ) بنابراين امامت جزو ما جاء به النبى ، و اعتقاد بما جاء به النبى از اصول دين است .
( مبحث ششم ) در شرايط امامت
علماء اماميه شرايط بسيار براى امام ذكر فرمودهاند و ما همه آنها را تحت عنوان سه شرط ذكر مىكنيم : اول - عصمت ، دوم - افضليت بر جميع افراد امت در جميع كمالات و فضايل نفسانى ، سوم - داراى معجزه و يا دليل قطعى ديگر بودن .
نخستين شرط امامت عصمت است :
عصمت بر دو قسمت است : اول عصمت از گناهان به اين معنى كه از جميع معاصى چه صغيره و چه كبيره حتى از خيال معصيت در همه عمر مبرا و مصون باشد .
دوم - عصمت از سهو و نسيان و شك و شبهه و جهل و صفات رذيله و اعمال قبيحه .
و دليل بر لزوم عصمت بهر دو قسم آن بسيار است و ما بذكر سه دليل اكتفاء ميكنيم :
دليل اول قاعده نقض غرض است :
و بيان اين دليل اينست كه اگر امام معصوم نباشد فوائدى كه بر وجود او مترتب است تحقق نيابد و غرض و مقصودى