او و خوارج مقاتله نمود كه اين همه خونريزىها واقع شود و با آنها مثل سابقين رفتار ننمود ؟
جواب - امير المؤمنين در آن موقع انصار داشت و آن مفاسدى كه در قتال با سابقين پيش مىآمد از زوال دين اسلام و تسلط كفار در اينها نبود و چون بحسب واقع خليفه پيغمبر بود و مسلمانان حتى طلحه و زبير نيز بخلافت مسلمين با وى بيعت نموده بودند بر وى فرض بود با اهل بغى و طغيان و فساد مقاتله كند و آنان را بمنهج مستقيم هدايت و در غير اين صورت قلع و قمع نمايد و هرگاه با آنها جنگ نميكرد مورد مذمت و ملامت قرار ميگرفت .
علاوه بر اينكه در اين مقاتلهها بطلان سابقين و نفاق عايشه و طلحه و زبير و كفر و ظلم معاويه و بنى اميه و حقانيت خود را واضح و آشكارا نمود ، و چه بسيار خطب و مواعظ و علوم و معارف اسلامى را منتشر ساخت .
شبهه چهارم - چرا حضرت على عليه السّلام در موضوع حكميت تن در داد و حال آنكه ميدانست معاويه بر باطل است و عمرو بن عاص با ابو موسى خدعه مىكند ؟
جواب - در اينجا ناچار بايد قضيه حكميت را بطور مختصر شرح دهيم تا حقيقت آشكارا شود :
در بحار الانوار از كتاب خرائج و ارشاد مفيد نقل مىكند موقعى كه اهل شام قرآنها را سر نيزه نموده و اصحاب على را به قرآن فريب دادند و بسيارى از آنها فريب خورده حضرت را بمسالمت دعوت نمودند ، آنچه حضرت فرمود اينها مكر است ، اينها اهل قرآن نيستند و به قرآن عمل نمىكنند ، شما در مقاتله آنها بكوشيد و اگر كوتاهى كنيد راههاى « 1 » شما را متفرق ميكنند و موقعى پشيمان ميشويد كه پشيمانى سودى ندارد .
و در كتاب مناقب ميگويد : كه بيست هزار نفر از اصحاب قصد حضرت كرده و گفتند بايد اهل شام را كه ترا بكتاب خدا دعوت ميكنند اجابت كنى حضرت
هامش
( 1 ) رأيهاى - م -