كه موجب نصب اوست حاصل نگردد ، و نقض غرض ( حاصل نشدن مقصود ) بر خدا محال است ، زيرا مستلزم جهل و يا عجز شود و جهل و عجز در ساحت قدس واجب الوجود راه ندارد .
و توضيحش اين ستكه غرض و مقصود از وجود امام حفظ دين و قرآن و شريعت و احكام و تكميل بشر بفضائل نفسانى و ملكات انسانى و راهنمائى آنان بطريق صواب و سداد و راه معرفت و خداشناسى و آنچه لازمه سعادت دنيا و آخرت انسان است از صفات حميده و ملكات پسنديده و اعمال صالحه و مصالح نوعيه و شخصيه و آگاهانيدن و ترسانيدن آنان را از آنچه موجب خسران و زيان دارين است از صفات رذيله و معاصى و منكرات و اعمال قبيحه و بيدار نمودنشان از خواب غفلت و رهانيدنشان از قيد شهوات نفسانى و وساوس شيطانى و شبهات اهل ضلال و استوار نمودن آنان بر قوانين عدل و داد و آداب مدنى و وظائف اجتماعى تا بدين وسيله بسعادت دارين و رستگارى نشأتين نائل گردند .
و هرگاه امام معصوم نباشد و احتمال معصيت و كار زشت و يا اشتباه و فراموشى در باره او برود بكلّى وثوق و اطمينان از او سلب شود و موجب تجرّى اهل فسق و فجور گردد ، زيرا اگر رئيس قومى مرتكب اعمال زشتى بشود باعث جرأت مرئوسين بر ارتكاب آن اعمال و سبب عذر آنان ميگردد چنانچه شاعر مىگويد :
« اذا كان رب البيت بالدف مولعا * فشيمة اهل البيت كلهم رقص »
« 1 »
و امر و نهى او در جامعه اثرى نبخشد چه آن كس كه مردم را به چيزى امر مىكند بايد خود پيش قدم باشد و از آنچه نهى مىكند ، خود مرتكب نشود و مثل كسانى نباشد كه خداوند در مذمت آنان ميفرمايد :
هامش
( 1 ) هرگاه صاحب خانه بر دف زدن حريص باشد ، رفتار و روش اهل خانه رقصيدن خواهد بود .