به دختر پيغمبر روا دارند چگونه ممكن است با آنها موافقت نمايد ، و حضور در مجالس آنها نيز كذب محض و افتراست ، بلى در مسجد تشريف مىآورد براى اينكه هرگاه خلفاء در شبهات معاندين در ميماندند ، و يا مسائلى از آنها سؤال ميشد و نميتوانستند جواب دهند ، و يا موضوع قضائى پيش مىآمد و از حل آن عاجز بودند رفع شبهات و حل مشكلات را بنمايد .
و آنها نيز هرگاه در امورى راجع بدين درمىماندند و دچار اشكال مىشدند از حضرت حل آن مشكل را تقاضا مىنمودند حتى در هفتاد مورد دارد كه عمر گفت : « لو لا على لهلك عمر » و در كتب عامه و خاصه اين مطلب ذكر شده است « 1 » .
شبهه دوم - با اينكه على عليه السّلام ميدانست در شورائى كه عمر تشكيل داده عثمان را اختيار ميكنند چرا در شورى وارد شد ؟
جواب - اولا - اگر بتاريخ مراجعه نموده و مكالمات و مناشدات على عليه السّلام را در شورى مطالعه كنيد خواهيد ديد كه وى در شورى چگونه به آيات قرآنى و اخبار نبوى حقانيت خود و بطلان شيخين و جور و عدوان آنها را ثابت نموده .
و ثانيا - اگر بشورى نميرفت مردم ميگفتند « چرا على بشورى نرفته احقاق حق خود را بنمايد و اگر ميرفت يقينا خلافت به او ميرسيد » و اين امر موجب وهن و سستى و سهلانگارى وى در امر خلافت ميگرديد .
بنابراين در شورى شركت فرمود كه هم حقانيت خود را اثبات نمايد و هم دغلكارى خليفه ثانى را راجع بتشكيل شورى ظاهر سازد « 2 » .
سوم - چرا على عليه السّلام با اهل بصره و طلحه و زبير و عايشه و معاويه و پيروان
هامش
( 1 ) اين عبارت را در اغلب كتب بطور ارسال مسلم نقل كردهاند .
( 2 ) شرح و تفصيل شورى و سياست بازيهائى كه در آن به كار برده شده و وجوه بطلان آن را در خلافت عثمان ذكر خواهيم كرد .