كه هرگاه كسى از روى جهل بموضوع يا اجتهاد بر خلاف واقع بخطا رفت معذور است ( چنانچه عقيدة عامه است ) .
و توضيح اين مطلب را در ضمن چند امر بيان ميكنيم :
امر اول در تعريف اصول دين و فروع دين : دين اسلام را بسه قسم منقسم كردهاند .
اول - امور اعتقاديه كه از آنها باصول دين تعبير مىشود .
دوم - اخلاقيات كه علم اخلاق متكفل آنست .
سوم - وظائف عمليه كه از آنها بفروع دين تعبير مىشود و مثال زدهاند دين را بدرختى كه اصول دين بمنزله ريشه و اخلاق بمنزله قامه و تنه و فروع دين شاخ و برگ و فوائدى كه بر اعمال مترتب مىشود از نتايج دنيوى و مثوبات اخروى ميوهء آن درخت باشد .
و تمثيل بهتر براى مطلب اين ستكه روح انسانى در ابتداى خلقت صرف قابليت دارد و به هيچوجه فعليتى براى او نيست ولى قابليت افاضه جميع كمالات را دارد و غرض از دين تكميل نفس و روح انسانى است تا باعلى درجه فعليت نائل گردد .
بنابراين نفس بمنزله آن مواديست كه قابليت آينه شدن را دارند و اخلاق بمنزله صيقلى نمودن آن مواد و وظائف عمليه بمنزله بر طرف كردن حجب و موانع و گرد و غبار از آينه و معارف الهيه و امور اعتقاديه و صور علميه بمنزله صورى است كه پس از صيقلى كردن و زدودن زنگ و گرد و غبار در آينه منعكس ميگردد .
و از اين تمثيل استفاده مىشود كه معارف الهيه مقصود اصلى و علت غائى خلقت روح است ، چنانچه مقصود اصلى از آينه انعكاس صور مىباشد لكن در مثال اول مقصود اصلى از درخت ريشه نيست بلكه ميوه و گل و شاخ و برگ است .
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 333
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٣٣٣