محتمل باشد و قرينهء بر خلاف ظاهر نباشد ) در باب اصول فقه حجيت آنها ثابت شده مشروط بر اينكه از قرائن مجاز و مخصصات و مقيدات و ناسخ و منسوخ و نحو اينها در اخبار فحص شده باشد و اين امر مختص بمجتهد است .
و اما غير نصوص و ظواهر قرآن از متشابهات و مجملات كه محتاج بتفسير و تأويل است بايد تفسيرش از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم يا ائمه اطهار ( ع ) باخبار معتبره رسيده باشد و قول مفسرين در اين باب ابدا اعتبارى ندارد ، زيرا قول آنها تفسير برأى بوده و چنانچه گذشت تفسير برأى حرام است حتى بنقل صحيح از طريق عامه و خاصه روايت شده كه « من فسر القرآن برأيه و أصاب الحق فقد اخطأ » ( هر كس برأى خود تفسير قرآن كند اگر چه تفسيرش موافق حق باشد باز خطأ رفته است ) .
علاوه بر اينكه مفسرين عامه مانند عكرمه و مجاهد و عطاء و حسن بصرى و ضحاك بن مزاحم و قتاده و مقاتل بن سليمان و مقاتل بن حيان قول آنها حتى بر مذهب عامه ضعيف است و بر آنها بسيار طعن زده و مذمت نمودهاند .
چنانچه در باره عكرمه گفتهاند : كه او كذاب و غير ثقه است و عقيدهاش عقيده خوارج مىباشد .
و در حق مجاهد از اعمش نقل شده كه تفسيرش را از اهل كتاب اخذ نموده و يكى از منكراتش اينست كه در تفسير
عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
گفته فرداى قيامت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله پهلوى خدا بر عرش جلوس مىكند .
و در حق ضحاك از يحيى بن سعيد نقل شده كه گفته : « انه ضعيف عندنا » و از مطاعنش اين ستكه از ابن عباس روايت مىكند و حال آنكه زمان او را درك نكرده است .
و در باره قتاده گفتهاند كه مدلس است ، و در حق مقاتل بن سليمان و مقاتل بن حيان از وكيع نقل شده كه هر دو را كذاب شمرده ، و از يحيى بن سعيد نقل شده