كه در حق مقاتل بن سليمان گفته « ان حديثه ليس بشيء » و در باره مقاتل بن حيان گفته علم قرآن را از يهود و نصارى گرفته و موافق كتب آنها تفسير كرده ، و از ابن معين نقل شده كه مقاتل بن حيان را ضعيف شمرده ، و احمد حنبل در باره هر دو گفته « لا يعبأ بهما » ( اعتنائى به آنها نيست ) .
اما بر مذهب شيعه رواياتى كه اين قبيل مفسرين در تفسير آيات قرآن نقل مىكنند و اجتهاداتى را كه مينمايند اساسى ندارد ، زيرا اولا - به صرف اينكه كسى نام خود را مفسر بگذارد و كتاب تفسير بنويسد خبره اين فن نمىشود .
و ثانيا - اغلب رواياتى كه نقل ميكنند از ابى هريره و انس بن مالك و امثال اينها مىباشد و روايت خوبشان از ابن عباس است در صورتى كه روات آنها هم ضعيف ميباشند .
و ثالثا - اكثر تفاسيرشان برأى و سليقه است كه در اخبار از آن نهى شده ( چنانچه اشاره شده ) و قرآن صريحا از آن مذمت نموده ميفرمايد :
« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ
« 1 »
»
( و اما كسانى كه دلهايشان فاسد است ، پس پيروى ميكنند آيات متشابه قرآن را به جهت فتنهجوئى و تأويل نمودن بر طبق هواى نفس خود ) .
و رابعا - تفاسير آنها مشتمل بر كفريات بسيار و قضاياى شرمآورى است كه عقل سليم زير بار آنها نمىرود ، چنانچه در تفسير آيه شريفه
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ »
« 2 » گفتند : سبب نزول آيه اين بود كه پس از آنكه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نصرت قوم خود را ديد و مشاهده كرد كه خويشاوندانش ( قريش ) هر روز بايمان دور تر
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 6
( 2 ) سوره حج آيه 51