به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله چنانچه مذكور است يكى دو سند بيشتر نيست و سند آنها هم ضعيف است ، چون رواتش عامى هستند و بسيارى از آنها سندشان منتهى بعثمان و انس بن مالك و زيد بن ثابت و امثال اينها مىشود .
علاوه بر اينكه نفس اختلاف قراء و تعارض روايات آنها همه را از درجه اعتبار ساقط مىكند ، بلكه از ادلهء كه در ترجيح قرائت هر كدام بر ديگرى استدلال مىكنند معلوم مىشود قرائتشان از روى حدس و اجتهاد است نه روى روايات و اخبار ، بلكه ميتوان گفت اصلا قرائت اغلب قراء سبعه در بسيارى از موارد ثابت نيست چون هر يك دو راوى دارند و غالبا روات آنها مختلفند .
بلى تنها چيزى كه از قرائت قراء معتبر مىباشد و ميتوان به آن اعتماد نمود تشخيص مخارج حروف و كيفيت قرائت از مراعات مد لازم و ادغام و تفخيم و ترقيق و اماله و اشمام و اظهار و اخفاء و امثال اينهاست ، زيرا اهل خبرهاند و قول اهل خبره ( در صورتى كه شرايط حجيت را دارا باشند ) حجت است ولى آن هم تا اندازهء كه از حد عرف خارج نشود .
تفسير قرآن و مفسرين :
دربارهء تفسير قرآن اخبار بسيارى وارد شده كه « من فسر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النار » ( هر كس برأى خود قرآن را تفسير كند جايگاه او پر مىشود از آتش ) .
و تحقيق در اين مطلب اينست كه نصوص قرآن را ( يعنى آياتى كه دلالت الفاظ بر معانى مقصوده در آنها صريح و قطعى باشد و احتمال خلاف آن داده نشود ) ميتوان اخذ نمود و همچنين ظواهر قرآن ( يعنى آياتى كه بر حسب اوضاع لغت عرب و اصول لفظيه بر معنائى دلالت كند ولى خلاف آن نيز