ميشوند آرزو كرد كه چه ميشد خداى تعالى آياتى بر من ميفرستاد كه قوم مرا خوش مىآمد و بايمان نزديك ميشدند ، خداى تعالى سورة النجم را بر رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نازل كرد و پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در مجمعى كه مخصوص اهلش از مسلمانان و مشركان بود آن سوره را قرائت ميفرمود : چون به اين آيه رسيد
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى »
« 1 » شيطان بر زبان او اين شعر را القا كرد .
« تلك الغرانيق العلى . منها الشفاعة ترتجى » ( اين بتها نيكويان بلندمرتبهء هستند كه از آنها اميد شفاعت برده مىشود ) چون قريش اين بشنيدند شادمان شدند و گفتند محمد صلى اللّه عليه و آله خدايان ما را بستود و رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم از آن بىخبر بود ، چون سوره به آخر رسيد مسلمين و مشركين همه سجده كردند ، پس از آن جبرئيل پيغمبر صلى اللّه عليه و آله را از آن حال آگاه كرد و رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم دلتنگ شد و خداوند اين آيه را براى تسليت او فرستاد كه حاصل تفسيرش بر قول آنها اينست « كه هيچ پيغمبرى را نفرستاديم مگر اينكه شيطان در او تصرف ميكرد ولى خداوند بوسيله تحكيم آيات رفع شر شيطان را ميفرمود » :
و اين كلام از وجوه بسيار باطل است : اول - اينكه اين معنى بر پيغمبران روا نباشد ، زيرا وثوق و اعتماد از آنها برداشته شود و منافى با مقام عصمت است دوم - اينكه شيطان قادر نباشد بر زبان كسى سخن گويد ، سوم - اينكه آيه شريفه در سوره حج است و اين سوره تقريبا ده سال پس از سوره النجم نازل شد و مناسبت با تسليت ندارد .
و تفسير آيه بر وجه صحيح اينست كه هر پيغمبرى آرزوى او هدايت خلق بود و شيطان بواسطه اغواء مردم مانع از انجام اين مقصد ميشد و خداوند بواسطه تحكيم آيات دفع شر او را ميفرمود : ، ( چنانچه در مبحث عصمت انبياء
هامش
( 1 ) سوره النجم آيه 19 و 20