ادله اربعه قرار دادند و هرگاه احتمال تحريف در قرآن ميرفت به كلى از استدلال و حجيت ساقط ميشد .
آيا قرائات مختلفه اصل معتبرى دارد ؟
مشهور بين علماى شيعه و سنّى جواز قرائت قرآن بر طبق يكى از قرائتهاى هفتگانه است ، بلكه بعضى بر طبق قرائتهاى دهگانه « 1 » جايز شمردهاند و برخى تنها صحت عربيت را ملاك قرار داده اگر چه هيچيك از قراء قرائت نكرده باشند .
و دليل مشهور بر مدعاى خودشان دو چيز است :
اول - اخبارى كه از طرق عامه از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم روايت شده كه « ان القرآن نزل على سبعة احرف » ( قرآن بر هفت حرف نازل شد ) گفتند مراد از هفت حرف هفت قرائت است .
دوم - اخبارى كه از ائمه عليهم السلام رسيده كه « اقرءوا القرآن كما يقرأ الناس » ( قرآن را آنطور كه مردم ميخوانند بخوانيد ) گفتند مقصود قرائت قراء هفتگانه است ، بلكه بعضى دعواى تواتر قرائتهاى هفتگانه را نمودهاند .
لكن آنچه به نظر اولى بصواب ، و موافق عقيده جماعتى از علماء مخصوصا استاد اعظم شيخ جواد بلاغى قدس سرّه مىباشد اختصاص قرائت
هامش
( 1 ) قرائتهاى هفتگانه مستند بقراء سبع مشهور - يعنى - عمرو بن علاء بصرى و عبد اللّه بن كثير مكى و نافع بن عاصم مدنى و عبد اللّه بن عامر شامى و عاصم كوفى و حمزه كوفى و كسائى كوفى مىباشد و برخى قرائت سه نفر ديگر - يعنى - يزيد بن قعقاع مدنى و يعقوب بن اسحاق حضرمى و خلف بن هشام را نيز صحيح و متواتر دانسته كه مجموعا ده نفر ميشوند ولى اساتيد اين فن قرائات هفت نفر اول را معتبر و سه نفر آخر را غير معتبر و مابقى را شاذ مينامند .