هر كه رسالت پيغمبر اكرم را پذيرفت ناچار بايد خاتميت او را هم قبول كند ، چه خاتميت حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم نص صريح قرآن و اخبار متواتره و ضرورت دين اسلام است ( چنانچه بعد از اين بيايد ) .
بنابراين دعوى نبوتش به اقرار و بعقيده خودش كذب و افترا خواهد بود و احتياج بدليل ديگرى بر كذب او ندارد .
ببيان روشنتر آنكه پيغمبر اسلام خبر داد كه دينش تا قيامت باقى و هر كه بعد از او مدعى نبوت شود كاذب است .
بنابراين ، به اين مدعى نبوت ( باب يا بهاء ) ميگوئيم يا پيغمبر اسلام راستگو است يا دروغگو ، اگر راستگو است ، پس دعوى نبوت تو باطل ميگردد و اگر دروغگو است ، پس اقرار تو بنبوت او دروغ مىباشد ، پس بنا بر هر تقديرى تو دروغگو هستى و لياقت نبوت ندارى .
و بالجمله اين شخص به كلى فاقد شرايط نبوت و واجد اكثر موانع آنست ، و وارد شدن در ابطال دعوى او بطور تفصيل بحث مبسوطى لازم دارد كه از عهدهء اين كتاب بيرون است .
و در اين باره كتابهاى بسيارى نوشته شده كه بهترين آنها نصايح الهدى است كه بقلم استاد اعظم مرحوم بلاغى طاب ثراه مىباشد و اخيرا يكى از علماى بزرگ اين كتاب را به فارسى ترجمه نموده و كسانى كه طالب بحث بيشترى در رد اين طايفه ميباشند لازم است بكتاب مزبور مراجعه نمايند .
( مبحث ششم ) در بيان وجوب نظر نسبت بدعاوى انبياء :
هرگاه كسى مدعى نبوت شد و داراى شرايط نبوت و خالى از موانع آن باشد ، يا احتمال برود كه واجد شرايط باشد به حكم عقل نظر كردن در دعواى