است حتى وقتى به او اغلاط وى را گوشزد كردند گفت نحو و صرف دو بنده بودند آنها را آزاد كرديم .
ديگر آنكه معجزهء از او ديده نشد و اتباعش براى او سه معجزه گفتند يكى - آنكه خبر داد كه در هشتاد سال ديگر تمام دنيا را مذهب باب ميگيرد و به حمد اللّه كذب او واضح شد ، حتى خود اتباعش هم راضى نشدند بدين او باقى باشند و گفتند بآمدن بهاء دين باب نسخ و بايقان بهاء بيان باب باطل شد .
و يكى - سرعت قلم كه بسيار اشخاصى مقابلش قيام كردند كه سرعت قلم آنها بمراتب بيشتر بود .
سوم - نفوذ دعوتش و كثرت اتباعش و آن هم دعات باطله بسيار بودند و هستند ، مثل قاديانى و غيره كه هم نفوذ آنها بيشتر و هم اتباع زيادترى دارند .
اما دعاوى خلاف عقل او اهم آنها از جهت فساد ، دعوى حلول و اتحاد است كه بطلان آن در صفات سلبيه گذشت .
و اما اشتمال احكامش بر قبايح عقليه ، آن نيز فراوان است تا جائى كه زناى با محارم و آزادى و رفع حجاب و غير اينها را تجويز نموده است .
اما تناقضاتى كه در دعوى اوست ، اينكه اول طلوعش دعوى بابيت نمود ، چنانچه در كتاب احسن القصص ميگويد : « اللّه قد قدر ان يخرج هذا الكتاب فى تفسير احسن القصص من عند محمد بن الحسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على ابن ابى طالب ، على عبده ليكون حجة اللّه من عند الذكر على العالمين بليغا » « 1 »
( خداوند مقدر فرمود كه اين كتاب در تفسير احسن القصص خارج شود از نزد حضرت بقية اللّه بر بندهاش براى اينكه حجت بليغ بر جهانيان باشد ) كه
هامش
( 1 ) ركاكت و غلط آخر عبارت را متوجه شويد