تلاوت آيات حق را ميفرمود شيطان بوسيله كفار و معاندين در ميان كلام او القاء كلام ديگرى ميكرد تا مانع استفاده مردم از كلام او بشود ، و خداوند بواسطه احكام آيات و نشانههاى خود آن را دفع فرمود .
دوم در سوره بنى اسرائيل آيه 75 و 76 است كه ميفرمايد :
« وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا » .
( بدرستى كه نزديك بود كفار ترا مفتون كنند از آنچه به تو وحى كردهايم تا افترا بندى بر ما آنچه بر تو وحى نفرستادهايم ، آنگاه كه چنين كنى ترا دوست خود فراگيرند و اگر نه اين بود كه ترا بر ملكه عصمت ثابت گردانيده بوديم ، هرآينه نزديك بودى كه با ايشان اندكى ميل كنى ) .
در شأن نزول اين دو آيه گفتهاند كه وفد بنى ثقيف نزد رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند با ما سه كار بكن تا به تو ايمان آريم :
اول - اينكه ما را در نماز از ركوع و سجود معاف دار .
دوم - اينكه مقرر فرماى كه ما بتها را بدست خود نشكنيم .
سوم - اينكه يك سال ما را به بتپرستى بگذار .
پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : اما در نمازى كه ركوع و سجود نباشد خيرى نيست ، اما اينكه بتها را بدست خود نشكنيد روا باشد و اما اينكه يك سال بتپرستى كنيد من اذن ندهم .
گفتند پس ما را از ميان عرب تخصيصى عنايت فرماى تا از ديگران ممتاز باشيم و اگر گويند چرا چنين كردى بگو خدا به من وحى فرستاد .
پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را رها كرد و اين آيات در اين مورد نازل شد ، و مراد اين ستكه اگر ترا بعصمت ثابت نگردانيده بوديم اندكى بتمايلات آنها مايل ميشدى ولى چون ترا بملكه عصمت پابرجا داشتيم از قبول چنين امورى