تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 183

مساهمون:

صكلم الطيب ١٨٣
ولى آنچه برخى از مفسرين گفته‌اند اين ستكه سليمان را پسرى بود - شيرخواره و او را سخت دوست ميداشت شياطين قصد او كردند و گفتند اگر بماند بر جاى پدر خود بنشيند و ما از او همان محنت ببينيم كه از پدرش مىبينيم ، لذا بايد او را هلاك كرد . سليمان از آن خبر يافت و او را بفرشتگان مأمور ابرها سپرد تا او را تربيت كنند كه مبادا آسيبى از آنها بوى برسد . خداوند بوفات او حكم فرمود و جسد او را بر سرير سليمان افكند و اين تنبيهى بود سليمان را كه چرا او را از شر شياطين به خدا نسپرد و بتدبير خود اعتماد نمود و اين ترك اولائى بود كه از او صادر شد و استغفار او ازين جهت بود . سوم - در دعاى سليمان است كه گفت مرا ملكى ده كه سزاوار احدى بعد از من نباشد كه گفته‌اند مگر سليمان بخيل بود كه چنين دعائى را نمود . و جواب از اين شبهه بنابر آنچه از حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام روايت شده ، اينست كه پادشاهى بر دو قسم است : پادشاهى بجور و غلبه ، مانند سلطنت بخت النّصر و پادشاهى كه از جانب خدا باشد ، مانند سلطنت ذو القرنين . و حضرت سليمان عليه السّلام از خداوند خواهش كرد كه به من پادشاهى عطا كن كه بعد از من سزاوار نباشد كسى بجور و ستم آن را تحصيل كند تا مردم بدانند كه تحصيل آن از قدرت بشر خارج است و معجزهء براى اثبات نبوت من باشد .
هامش
اسبها خسته شده خوابش ربود و از فيض بيدارى شب بازماند ، پس از بيدار شدن انابه نمود و پشيمان شد .