اينكه او را دو حد بزنم حدى براى قذف مسلمان و حدى براى ناسزاء گفتن به پيغمبر خدا .
و تفسير اين آيات مطابق آنچه از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده ، اينست كه داود خيال كرد حقتعالى خلقى از او داناتر نيافريده ، پس خداوند دو ملك را فرستاد كه از ديوار غرفه او بالا رفتند چون نزد او رسيدند مدعى دعواى خود را نقل كرد ، چنانچه حقتعالى ياد فرموده : حضرت داود عليه السّلام پيش از آنكه از مدعى ديگر بپرسد كه آنچه در حق تو ميگويد راست است يا نه و پيش از آنكه از مدعى گواه براى دعواى او بطلبد ، فرمود : بر تو ظلم كرده كه ميش ترا خواسته است با ميشهاى خود ضم كند ، و مراد حضرت داود اين بود كه اگر در اين دعوا راستگو باشى بر تو ظلم كرده است ، ولى البته بهتر بود پيش از آنكه جواب وى را از خصم او نشنود اين سخن را نفرمايد .
بنابراين ، اين ترك اولائى بود كه از آن حضرت صادر شد و از اين جهت توبه و استغفار نمود .
نمىبينيد كه حقتعالى بعد از آن ميفرمايد : اى داود ما ترا خليفه گردانيديم در زمين پس بين مردم به حق حكم فرماى .
آيات سليمان ( ع ) : اين آيات نيز در سورهء مباركه ( ص ) است خداوند ميفرمايد :
« ( إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ ) » « ( الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً ) » « ( بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ ) » « ( أَنابَ قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ ) » « ( أَنْتَ الْوَهَّابُ
« 1 »
) »
( ياد كن وقتى را كه بر سليمان در آخر روز اسبان ايستاده بر سه پا و نيكرو عرضه شد ، پس گفت من برگزيدم دوستى اسبان را بر ياد پروردگار خود تا
هامش
( 1 ) سوره ص آيه 30 و 31 و 32 و 33 و 34