واجب بود كه قولا و فعلا حفظ شريعتش را بنمايد ، و چون ظاهر اعمال خضر كه مأمور به باطن بود منافات با دستور شريعت وى داشت و سبب مشروع بودنش براى او ظاهر نبود ، لذا انكار نموده و منظورش اين بود اين كار كه كردى ظاهرش منكر و باطنش بر من پوشيده است تا اينكه خضر باطن آن را بر وى آشكار سازد .
امّا جواب از ايراد دوم - اين ستكه به هيچوجه در آيات مذكور دليلى بر اينكه حضرت موسى عليه السّلام وعده فرموده باشد بعمليات خضر كه ظاهرا خلاف شريعت اوست اعتراض نكند نيست تا اعتراض او خلف وعده محسوب شود ، چنانچه از نظر كردن در آيات مزبور اين مطلب به خوبى واضح ميگردد ، بلى گفت اگر ديگر اعتراض كردم ميخواهى با من مصاحبت نكن .
آيات داود : اين آيات در سوره مباركه ( ص ) است ، ميفرمايد :
« ( وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ . إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ) » « ( قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ ) » « ( وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ ، إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ ) » « ( واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى ) » ( « نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا ) » « ( الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً ) » « ( وَ أَنابَ
« 1 »
) »
( و آيا آمد ترا خبر آنان كه خصومتكننده بودند در وقتى كه بالا رفتند بر ديوار بلند كه محل عبادت بود چون در آمدند بر داود و داود ايشان را ديد از آنان ترسيد ، گفتند نترس ما دشمن تو نيستيم ، خصم يكديگريم كه ستم كردهاند بعضى از ما بر بعضى ديگر ، پس حكم كن ميان ما براستى و جور مكن در حكم كردن و راه نما ما را به راه راست كه طريقه عدل است ، بدرستى كه اين برادر
هامش
( 1 ) سوره ص آيه 20 و 21 و 22 و 23