مصمم بر اين كار بودند بلكه تنها منظورش از اين كار اختيار تأخر بوده است كه من بعد از شما القاء ميكنم و شاهد بر اين مطلب كلمه ( ما انتم ملقون ) است كه تصميم آنها را مىرساند .
و همچنين در سوره اعراف از قول سحره ميفرمايد :
قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى
( گفتند اى موسى تو مىافكنى و يا ما نخستين كس باشيم كه بيفكنيم ) كه اين دو آيه كمال دلالت را بر اين مطلب دارد .
چهارم - در سوره اعراف است كه خدا قصه برگشتن موسى از ميعاد پروردگار و غضب كردن بر قومش را بواسطه پرستيدن گوساله ذكر ميفرمايد :
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
« 1 » .
( و چون برگشت موسى بسوى قوم خود خشمناك و اندوهناك گفت : بد نيابت كرديد مرا پس از من آيا پيشى گرفتيد فرمان پروردگار خود را و آن را واگذاشتيد و انداخت الواح توراة را و گرفت سر برادر خود را و كشيد بسوى خود ، هارون گفت : اى پسر مادر من بدرستى كه مرا قوم ناتوان شمردند و نزديك بود مرا بكشند پس مرا دشمن شاد مكن و مگردان مرا ( در اظهار غضب با گروه ستمكاران ) .
و شبههاى كه در اين آيه شده اين ستكه اولا - اگر هارون در غياب موسى تقصيرى در ارشاد قوم نموده كه مستحق اين اهانت از موسى بوده ، پس هارون مرتكب گناه شده و اگر هارون تقصيرى نداشت و بوظيفه خود عمل نموده بود ، پس اهانت موسى نسبت به او خطا بوده .
و ثانيا - انداختن الواح توراة متضمن استخفاف بكتاب آسمانى بوده است .
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 149