است خداوند از آنچه با او شريك ميگردانند .
آيا شريك خداوند قرار ميدهند اشيائى را كه چيزى را نيافريدهاند و خودشان هم آفريده شدهاند ؟ .
مخالفين عصمت انبياء در تفسير اين آيات گفتهاند كه آدم و حوا را فرزند نمىماند و چند فرزند بزادند و همه مردند يك روز ابليس بيامد و ايشان را وسوسه كرد و گفت من درمانى دارم كه فرزند شما بماند و هلاك نشود گفتند آن چيست گفت عبد الحارثش نام گزاريد تا بماند ، و حارث اسم ابليس بود پس چون حوا را وضع حمل شد او را عبد الحارث نام نهادند و لذا خداوند فرموده كه
( فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ
« 1 »
شُرَكاءَ فِيما آتاهُما )
- يعنى - وقتى به آنها فرزند عطا فرموديم در آن فرزند براى خدا شريك قرار دادند به اين نحو كه نام او را عبد - الحارث - يعنى بنده شيطان گزاردند ، و اين افتراء بزرگى بر آدم و حوا و دروغى بر حق تعالى است و تفسير آيه بطورى كه مشهور بين مفسرين و علماء شيعه مىباشد اين ستكه ضمير تثنيه در
( جَعَلا لَهُ
« 2 »
شُرَكاءَ )
راجع بذكور و اناث از فرزندان آدم و حواست نه به خود آدم و حوا - يعنى - وقتى بآدم و حوا اولاد صالح عطا كرديم بعضى از ذكور و بعضى از اناث آنها در آنچه به آنها داده شده بود براى خدا شريك قرار دادند ، پس شأن خداوند بزرگتر از اين ستكه براى او شريك قرار دهند و بر طبق اين معنى حديثى از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده است .
و دليل بر اين مطلب كلمه ( شركاء و يشركون و أ يشركون ) است كه بعد از آن به صيغه جمع ذكر مىكند .
و اگر مرجع ضمير در جعلا آدم و حوا بود مناسب بود كه بگويد :
جعلا له شريكا فيما آتاهما فتعالى اللّه عما يشركان ، أ يشركان الخ .
يعنى لفظ شريك را به صيغه مفرد بياورد چه بزعم آنها آدم و حوا براى خدا يك شريك بيشتر قرار ندادند و همچنين لفظ يشركون و أ يشركون را بصيغهء تثنيه بياورد چنانچه ضمائر قبل از آن را به صيغه تثنيه آورد .
هامش
( 1 ) له در هر دو مورد مصحح
( 2 ) له در هر دو مورد مصحح