در سوره بقره آيه 33 خداوند ميفرمايد :
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ
الآية .
( گفتيم اى آدم ساكن شو تو و جفتت در بهشت و بخوريد از آن بطور فراخى از هر جا كه خواهيد و نزديك نشويد اين درخت را « زيرا اگر نزديك شويد » ميباشيد از ستمكاران پس لغزانيد شيطان آنها را و بيرون آورد از آنچه در او بودند ) .
و در سوره اعراف آيه 18 ميفرمايد :
يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
الى آخر الآيات .
و در سوره طه بعد از آنكه شرح قصه آدم را ميدهد ميفرمايد :
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
( نافرمانى كردن آدم پروردگارش را پس محروم شد از سكونت در بهشت ) .
و وجه شبهه در اين آيات اين ستكه آيات مزبور موهم است كه آدم معصيت خدا را نموده زيرا حقتعالى او را از نزديك شدن و خوردن از درخت مزبور نهى فرموده و وى بوسوسه شيطان از آن درخت تناول نموده و از اين جهت اطلاق ظلم و عصيان و غى بر وى كرده و او را از بهشت بيرون نمود و آدم عليه السّلام نيز نادم و پشيمان شد و توبه و استغفار نموده و خداوند توبه او را پذيرفته است .
و جواب از اين شبهه اين ستكه نهى در كلام حقتعالى كه ميفرمايد :
( لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ )
نهى تحريمى نيست چنانچه توهم شده و همچنين نهى تنزيهى هم نيست چنانچه بعضى گفتهاند ، بلكه نهى ارشادى است « 1 » مانند نواهى طبيب
هامش
( 1 ) امر و نهى هرگاه از حكيم صادر شود ، بواسطه مصالح يا مفاسدى است كه بر فعل يا ترك كارى مترتب است .
و مصالح و مفاسد مترتبه بر افعال هرگاه از مدركات عقليه باشد به اين معنى كه عقل