موجب زيان هر دو عالم مىباشد و بيدار كردن آنها از خواب غفلت و رها نمودنشان از قيد هوى و هوس و شهوت و بالجمله براى برخوردار نمودن بشر از سعادت دنيا و آخرت مبعوث ميگرداند .
بنابراين اگر گناه يا فعل قبيح و خلاف شريعت از پيغمبر صادر شود نقض غرض لازم آيد زيرا وى مجرى قانون الهى است و اگر خودش بقوانين عمل نكند نميتواند از سايرين جلوگيرى نمايد و مخالفت وى با قانون موجب جرئت ديگران بر نافرمانى بلكه عذر آنها مىشود و از اين جهت گفتند اذا فسد العالم فسد العالم ( هرگاه دانشمندى فاسد شود دنيائى فاسد مىشود ) .
دليل دوم - بر لزوم عصمت اين ستكه معصوم بودن پيغمبر بدون شك داراى مصلحت براى امت و خالى از هر مفسدهء است ، بنابراين بمقتضاى عدل بر خدا لازم كه پيغمبر را معصوم قرار دهد براى اينكه صدور فعلى كه داراى مصلحت و خالى از مفسده باشد بر خدا لازم است ، زيرا در تركش مفسده مىباشد .
دليل سوم - آيه شريفه
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 1 » ( ياد كن وقتى را كه ابراهيم را پروردگارش بكلماتى امتحان كرد ، پس ابراهيم آنها را باتمام رسانيد ، خداوند فرمود : ترا پيشواى مردم قرار دادم ابراهيم گفت از ذريه من نيز پيشوا قرار داده خداوند گفت عهد من بستمكاران نميرسد ) .
و وجه استدلال به اين آيه اين ستكه وقتى خداوند منصب امامت و پيشوائى مردم را به حضرت ابراهيم عنايت فرمود عرض كرد اين منصب را به ذريه و اولاد من نيز مرحمت فرماى ، خداوند فرمود ظالمين و ستمكاران بعهد من ( پيشوائى مردم ) نائل نخواهند شد .
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 118