و نيز در خبر ديگر دارد كه لو يعلم الناس ما فى القول بالبداء من الاجر ما فتروا عن الكلام فيه ( اگر مردم ميدانستند كه چه اجرى در اعتقاد ببداست از تكلم در آن سستى نميكردند ) و بدا در لغت بمعنى ظهور است و در اصطلاح نيز ظاهر شدن چيزى است پس از آنكه ظاهر نبوده باشد و منشأ بدا در افعال بندگان يا احاطه نداشتن بمصالح و مفاسد امور است ، چنانچه بسا مىشود به خيال انتفاع و مصلحت فعلى را بجا مىآورند و پس از زمانى بمفاسد و زيانهاى آن برخورد نموده پشيمان ميشوند و از آن دست بر ميدارند و يا منشأش عدم قدرت و فقدان اسباب و وسائل كار است مثل اينكه كارى را شروع مىكنند ولى بواسطه ناتوانى بر اتمام آن يا نداشتن اسباب ، آن را ترك كرده و به كار ديگر اشتغال ميورزند .
و يا منشأش تلون مزاج است كه هر روز رنگى به خود گرفته و شغلى اتخاذ نموده و از روش سابق منصرف ميشوند و بالجمله منشأ بدا در افعال عباد جهل يا عجز يا سفاهت مىباشد .
و عامه چون اين معنى را از بداء در باره حقتعالى توهم كردند لذا منكر شدند و آن را بر خدا روا ندانستند ولى بداء در افعالى الهى بمعنى ديگرى مىباشد و آن اين ستكه چون افعال حقتعالى از روى حكمت و مصلحت است و حكم و مصالح تغييرپذير مىباشد و اغلب منشأ تغيير آن حالات و صفات و اخلاقى است كه براى مردم پيدا مىشود ، مثل اينكه صله رحم باعث طول عمر و قطع رحم موجب كوتاهى عمر و سخاوت باعث غنا و بخل مستلزم فقر ، و عبادت موجب نعمت و معصيت مورث بلاء است و همينطور هر چه حالات مردم مختلف شود معامله حقتعالى با آنها تغيير كند ، چنانچه در قرآن مجيد ميفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 1 » ( بدرستى كه خداوند تغيير نميدهد آنچه را كه با قومى مىباشد مگر وقتى كه تغيير دهند آنچه را كه در نفسهاى ايشان است )
هامش
( 1 ) سوره رعد آيه 13