« ( مبحث چهارم ) » در بيان علت تعدد انبياء و مسأله نسخ و بدا :
چون مصالح بندگان بر حسب اختلاف ازمنه و تغيير استعداد و قابليت و حدوث حالات گوناگون مختلف ميگردد و هر زمانى براى اصلاح عباد و تزكيه نفوس و تهذيب اخلاق يك نوع وظيفه و دستورى اقتضا مىكند .
لذا خداوند متعال هر موقع مقتضى هر نوع دستورى بوده بوسيله انبياء براى اصلاح اجتماع ابلاغ فرموده و از اين جهت انبياء متعدد و دستورات و احكام آنها باختلاف زمان و استعداد و قابليت مردم تغيير پيدا ميكرده .
و براى توضيح اين مطلب جامعه بشر را از زمان آدم تا انقراض عالم بمنزله يك فرد فرض نموده و دوران زندگى اين فرد را از ايام شيرخوارگى و كودكى تا زمان كمال و پيرى از نظر ميگذرانيم مىبينيم براى تربيت جسم و روح اين فرد هر موقعى يك عملى مقتضى است كه اگر در غير آن موقع به كار برده شود باعث هلاكت يا نقص تربيت او مىشود .
مثلا وظائفى كه براى تربيت بچه ششساله مقرر مىباشد اگر براى جوان بيستساله اعمال گردد نه تنها منتج به حال او نخواهد بود بلكه ممكن است نتيجه معكوس بخشد .
براى نمونه دوران تحصيلى فردى را ملاحظه كنيد آيا ممكن است برنامه كلاس ششم را بفردى كه تازه وارد كلاس اول شده بياموزند و يا برنامه كلاس