پيغمبرى بر آنان مبعوث كنيم )
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
« 1 » ( تا هر كه هلاك مىشود از روى حجتى روشن هلاك شود ، و هر كه بحيات حقيقى ميرسد از روى حجة هويدائى برسد )
قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ
« 2 » بگو حجت رسا براى خداست .
پنجم - آنكه بشر بلكه تمام مخلوقات آن به آن محتاج بافاضه فيض از طرف حقتعالى ميباشند و چون تمام افراد قابليت هر موهبتى را ندارند : لذا نيازمند بواسطهاند ، بنابراين بايد در هر زمان افرادى كه متخلق باخلاق انسانى و مكمل بكمالات ربانى و داراى استعداد و قابليت هر موهبت و فيضى باشند تا وسيله فيوضات حقتعالى بمخلوقات ديگر گردند و اين معنى هم بنحو اكمل در باره انبياء و اولياء صادق آيد .
ششم - آنكه شكى نيست ارسال رسول مشتمل بر مصالح كثيره از ارشاد عباد بجميع مصالح دنيوى و اخروى و زجر و منع آنها از قبايح و منكرات و تحريص و ترغيب آنان بخيرات و عبادات و تنظيم امور و حفظ نظام و تزكيه نفوس و بيان معارف و اخلاق و احكام و غير اينها و خالى از هرگونه مفسده است .
بنابراين حسن صرف و صدور آن از خداوند بمقتضاى عدل واجب است زيرا ترك چنين فعلى قبيح ، و محال است از خداوند صادر شود ، ضمنا از اين بيانات احتياج بشر به پيغمبر نيز روشن و واضح گرديد .
هامش
( 1 ) سوره انعام آيه 44
( 2 ) سوره انعام آيه 150