تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
مرتبه ميرسيد و آن هم اندك زمانى بيشتر در خدمت آن حضرت نميبود و مشهور است كه العلم فى الصغر كالنقش فى الحجر و العلم فى الكبر كالنقش فى المدر يعنى علم در كودكى مانند نقش بر سنگ است كه بر طرف نميشود و علم در بزرگى مانند نقش بر كلوخ است كه باندك آسيبى زايل ميگردد پس از اين مجمل ثابت شد كه على عليه السّلام افضلست و اعلمست مؤلف گويد كه مؤيد اين مطلب كه او از جانب شيعه تقرير كرده است آنست كه در جامع الاصول از صحيح ترمدى روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت كه بودم در خدمت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه هرگاه سؤال ميكردم از حضرت رسول عطا ميكرد يعنى جواب ميفرمود و اگر ساكت ميشدم ابتدا ميفرمود ايضا از صحيح نسائى روايت كرده است كه على عليه السّلام گفت مرا نسبت به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم منزلتى بود كه احدى از خلايق را آن منزلت نبود ميرفتم در سحر بلند يعنى زود بدر خانهء آن حضرت و ميگفتم السلام عليك يا نبى اللَّه اگر تنحنح ميفرمود بر ميگشتم و الا داخل ميشدم و در مشكاة از صحيح ترمدى روايت كرده است از ام عطيه كه گفت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حضرت امير را بجنگى فرستاد ديدم كه دستهاى مبارك را بسوى آسمان بلند كرده بود و دعا ميكرد كه خداوندا مرا از دنيا مبر تا على عليه السّلام را به من ننمائى و از اين نوع احاديث كه دلالت بر كثرت ملاقات آن حضرت و شدت اختصاص آن دو بزرگوار به يكديگر و شدت اهتمام حضرت رسول در تربيت حضرت امير عليه السّلام مىكند بسيار است پس فخر گفته است و اما تفضيل آن به چند دليل مىشود ( اول )
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
كه در شأن على عليه السّلام نازل شده است و هرگاه مخصوص باشد بزيادتى فهم مخصوص خواهد بود بزيادتى علم ( دليل دويم ) آنكه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه اقضاكم على عليه السّلام چه قضا محتاج است بجميع علوم پس هرگاه او در قضا بر همه كس راجح باشد در همه علوم بر همه فائق خواهد بود ( سيم ) آنكه عمر چندين مرتبه در حكم غلط نمود و آن حضرت او را هدايت فرمود و از اين بابت چند قضيه ايراد نموده كه ذكر آنها موجب تطويلست پس گفته است و امثال اين قضايا و خطاها غير على را بسيار ميبود و از آن حضرت هرگز مثل اينها اتفاق نيفتاد ( چهارم ) آنكه آن حضرت خود ميفرمود به خدا سوگند اگر منصب خلافت براى من مهيا
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 94 | العلامة المجلسي