تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
پيغمبر آخر الزمان افضل است و از جميع صحابه افضل است زيرا حقتعالى فرموده است بخوانيم نفسهاى خود را و نفسهاى شما را مراد از نفسها نفس مقدس محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيست زيرا كه دعوت اقتضاى ادعاى مغايرت مىكند و آدمى خود را نمىخواند پس بايد ديگرى مراد باشد و باتفاق مخالف و مؤالف غير از زنان و پسران كسى كه به انفسنا تعبير كرده باشند به غير على بن ابى طالب عليه السّلام نبود پس معلوم شد كه حق تعالى نفس على عليه السّلام را نفس محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفته است و اتحاد حقيقى ميان دو نفس محالست پس بايد كه مجاز باشد و اين مقرر است در اصول كه حمل لفظ بر اقرب مجازات بحقيقت اولى است از حمل بر ابعد و اقرب مجازات استواء در جميع امور و شركت در جميع كمالاتست مگر آنچه بدليل بدررود و آنچه باجماع بيرون رفته پيغمبريست كه على با او شريك نيست پس بايد در كمالات ديگر با هم شريك باشند و از جملهء كمالات حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آنست كه او افضل است از ساير پيغمبران و از جميع صحابه پس حضرت امير عليه السّلام نيز بايد كه افضل از آنها باشد و بعد از آنكه دليل را بتفصيل تمام نقل كرده است جواب گفته است كه چنانچه اجماع منعقد شده است كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم افضل از على عليه السّلام است اجماع منعقد است بر آنكه پيغمبران افضلند از غير پيغمبران و در باب افضليت بر صحابه جوابى نگفته است زيرا كه در آنجا جوابى نداشته است و جوابى كه در باب پيغمبران گفته‌اند نيز بطلانش ظاهر است زيرا كه شيعه اين اجماع را قبول ندارند و ميگويند اگر گويند كه جميع امت اجماع كرده‌اند مسلم نيست بلكه بطلانش ظاهر است زيرا كه اكثر علماء شيعى را اعتقاد آنست كه حضرت امير عليه السّلام و ساير ائمه افضلند از پيغمبران سواى پيغمبر آخر زمان صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و احاديث مستفيضه بلكه متواتره از ائمه خود در اين باب روايت كرده‌اند و ساير مقدمات از بسكه وضوح داشته است اين فاضل كه امام المشككين ميگويند او را تصرفى نتوانسته است كردن پس امامت حضرت امير عليه السّلام نيز به اين دليل ثابت شد زيرا كه از جملهء كمالات رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم امامت و وجوب اطاعتست و آن غير پيغمبريست پس بايد آن حضرت امام باشد ايضا افضل بودن از ساير انبياء لازم دارد اعلا مراتب امامت را قطع نظر از اينكه ترجيح مرجوح قبيح است و اگر معاند متعصبى مناقشه كند و گويد كه ممكن است دعوت نفس مراد باشد مجازا و مجازى از مجاز ديگر اولى نيست به چند وجه جواب ميتوان گفت و ما در اين رساله به دو جواب اكتفا مينمائيم اول آنكه مجاز در اطلاق نفس شايع‌تر از مجاز ديگر است و در ميان عرب و عجم شايع است كه مىگويند كه تو بمنزلهء جان منى و در خصوص حضرت امير عليه السّلام اين معنى در