بود و نصارى ميتوانستند گفت كه چرا او را آوردهاى و حال آنكه در شرط ما داخل نبود مگر آنكه گويند كه آن حضرت از براى شدت اختصاص و تناسب بمنزلهء نفس او بود و گويا هر دو بمنزلهء يك شخص بودند لهذا او را آورد و اين وجه با آنكه در اين مقام نهايت بعد دارد در مطلوب ما داخل خواهد بود و ضرر بايشان بيشتر خواهد داشت اما ( وجه دويم ) مىگوئيم كه اگر امت يا صحابه داخل در مباهله بودند چرا اقلا هر كه حاضر بود از ايشان در مباهله حاضر نساخت مگر آنكه گوئيم حاضر كردن جميع موجب غوغاى عام و اختلاط اصوات مىگرديد و موهم آن بود كه اعتقاد بر حقيت خود ندارد كه اين گروه انبوه را با خود آورده است كه ما را بكثرت ايشان و شوكت خود بترساند يا در اين باب اعتمادى بدعاى مردم كرده است چون خود حاضر شد كه قائم مقام همه بود و اولى بنفس بود نسبت به همه و امير المؤمنين عليه السّلام را آورد از براى آنكه امام و پيشوا و مقتداى ايشان باشد ايضا ابناى پيغمبر ابناى او بودند و فاطمه چنانچه دختر پيغمبر بود زوجهء او بود پس به اين اسباب آن حضرت را از ميان ساير امت خود و صحابه اختصاص به اين امر داد و هر دو از جانب خود و ساير امت بمباهله حاضر شدند چنانچه آن جماعت نيز سر كردهء جميع نصارى بودند و از جانب همه حاضر شده بودند پس اين وجه نيز اصرح خواهد بود در مقصود ما و اقوى خواهد بود در اثبات مطلوب ما و همچنين وجه رابع نيز دلالت بر نهايت فضل آن حضرت مىكند بسبب آنكه هرگاه در ميان جميع امت و صحابه كسى كه اهليت دخول در مباهله داشته باشد به غير آن حضرت و زوجه و اولا آن حضرت نبوده باشد همين دليل خواهد بود بر آنكه غير ايشان صلاحيت امامت ندارند بوجهى كه مذكور شد پس منع ايشان معنى اول را فائده بايشان نميرساند با آنكه آن معنى مؤيد باخبار معتبرهء جانبين بوده باشد چنانچه دانستى و اگر گويند حمل بر اقرب مجازات وقتى معين مىشود كه معنى ديگر شايع نباشد و اين معلوم است كه اين معنى را در مقام اظهار نهايت محبت و اختصاص بسيار استعمال مينمايند جواب گوئيم كه هر چند آن احاديث كه سابقا اشاره كرديم اكثر دلالت مىكند بر آنكه محض همين معنى مراد نيست
اما ما را مناقشه در اين ضرور نيست و از براى اثبات امامت و احق بودن بخلافت كه مطلب اصلى ماست در اين مقام حصول اين معنى كافيست بتقريرى كه مكرر مذكور شد .
( نهم ) وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
يعنى و ضبط مىكند و حفظ مينمايد آيات قرآنى و حقايق ربانى را گوشى كه حفظكننده و نگاهدارنده است خاصه و عامه بطرق مستفيضه روايت كردهاند كه اين آيه در شأن امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده چنانچه ثعلبى در تفسير و حافظ ابو نعيم در حليه و