واحدى در اسباب نزول و طبرى در خصايص و راغب اصفهانى در محاضرات و ابن مغازلى در مناقب و ابن مردويه در مناقب و اكثر مفسران و محدثان خاصه و عامه از حضرت امير المؤمنين و ابن عباس و بريدهء اسلمى و ضحاك و جماعت بسيار روايت كردهاند و بعضى به اين لفظ است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرا در برگرفت و گفت امر كرده است مرا پروردگار من كه تو را به خود نزديك گردانم و علوم خود را به تو تعليم نمايم و بر من لازم است كه اطاعت پروردگار خود نمايم در حق تو و تو را سزاوار است كه حفظ نمائى و فراموش نكنى پس اين آيه نازل شد بروايت ديگر فرمود كه چون اين آيه نازل شد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه از خدا سؤال كردم كه اين را گوشهاى تو گرداند و خدا مستجاب كرد دعاى مرا پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه بعد از آن آنچه از آن حضرت شنيدم هرگز فراموش نكردم چون تواند بود كه فراموش كنم بعد از دعاى آن حضرت زمخشرى و فخر رازى با نهايت تعصب ايشان اين روايت را نقل كردهاند و زمخشرى در كشاف گفته است كه مراد باذن واعيه گوشيست كه از شأن او آن باشد كه هر چه را بشنود حفظ كند و ضايع نگرداند به ترك عمل به آن پس اين روايت اخير را روايت كرده است كه اگر گوئى چرا خدا اذن را بلفظ مفرد و نكره ادا كرده است جواب گوئيم كه از براى اشعار به آنست كه حفظكننده بسيار كم است و سرزنشى است مردم را بر اين امر و از براى دلالت بر آنست كه يك گوش كه حفظ كند بس است و نزد خدا بمنزلهء گروه بسيار است و پروائى نيست به جماعت ديگر هر چند تمام عالم را پر كند تمام شد كلام زمخشرى و حق تعالى بر قلم او جارى كرده و اعتراف كرده است كه فائدهء بعثت و نزول آيات در خصوص حضرت امير المؤمنين ( ع ) به عمل آمده است و اوست حافظ علوم الهى چون تواند بود كه او محكوم حكم جاهلى چند باشد كه در همهء احكام محتاج به او بودند و از او استفسار مينمودند و حقتعالى فرموده است
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
با ساير آيات و ادله كه سابقا مذكور شد و مؤيد آنكه آن حضرت اعلم ناس بود بلفظ و معنى قرآن آنكه ابن حجر ناصبى در صواعق محرقه از ابن سعد روايت كرده است كه حضرت امير ( ع ) فرمود به خدا سوگند كه هيچ آيه نازل نشد مگر آنكه ميدانم در چه امر نازل شده و در كجا
نازل شده و بر كى نازل شده است بدرستى كه عطا كرده است مرا پروردگار من دلى فهمنده و زبانى گويا ايضا گفته است كه ابن سعد و ديگران روايت كردهاند از ابى الطفيل كه على عليه السّلام فرمود كه سؤال كنيد مرا از كتاب خدا بدرستى كه هيچ آيه نيست مگر آنكه ميدانيم در چه شب نازل