صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بامدادى آمد و بر او عباى ملونى بود پس حسن عليه السّلام آمد او را داخل عبا كرد پس حسين عليه السّلام آمد و او را داخل عبا كرد پس فاطمه ( ع ) آمد او را داخل عبا كرد پس على عليه السّلام آمد و او را داخل عبا كرد پس اين آيه را خواند و حافظ ابو نعيم و ديگران از ابن عباس روايت كردهاند كه چون اهل نجران آمدند و حقتعالى اين آيه را فرستاد رسول خدا آمد با على و فاطمه ( ع ) و حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام پس بايشان گفت هرگاه من دعا كنم شما آمين بگوئيد پس اهل نجران ابا كردند از ملاعنه و صلح كردند بر جزيه ؛ و صاحب كشاف روايت كرده است كه چون حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نصارى را دعوت كرد بسوى مباهله گفتند مهلت ده ما را تا برگرديم و فكرى بكنيم و فردا بيائيم چون با يك ديگر خلوت كردند گفتند به صاحب رأى خود اى عبد المسيح چه مصلحت ميبينى گفت به خدا سوگند كه دانستيد اى گروه نصارى كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيغمبر مرسلست و در باب عيسى عليه السّلام حجة قاطعه براى شما آورد به خدا سوگند كه مباهله نكردند هيچ گروهى با پيغمبر خود كه بزرگ ايشان زنده بماند و كودك ايشان بزرگ شود و اگر مباهله كنيد همين ساعت همه هلاك ميشويد و اگر البته الفت با دين خود داريد و ميخواهيد از آن جدا نشويد پس با او صلح كنيد و به بلاد خود برگرديد پس آمدند بنزد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و آن حضرت بيرون آمده بودند در بامداد و حضرت امام حسين عليه السّلام را در بر داشت و دست حضرت امام حسن عليه السّلام را گرفته بود و حضرت فاطمه ( ع ) در پشت سر او ميرفت و امير المؤمنين عليه السّلام
در پشت سر فاطمه ( ع ) ميرفت و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با ايشان ميفرمود كه هرگاه من دعا كنم شما آمين بگوئيد پس اسقف نجرانى گفت اى گروه نصارى من مىبينم روئى چند را كه اگر خدا خواهد كوهى را از جاى بكند به اين روها مىكند پس مباهله نكنيد كه هلاك ميشويد و بر روى زمين يك نصرانى باقى نميماند تا روز قيامت پس ايشان گفتند اى أبو القاسم رأى ما بر آن قرار گرفته است كه با تو مباهله نكنيم و تو را بر دين خود بگذاريم و ما هم بر دين خود ثابت باشيم حضرت فرمود كه هرگاه ابا مىكنيد از مباهله كردن پس مسلمانان شويد كه بوده باشد از براى شما آنچه از براى مسلمانان است و بر شما باشد آنچه بر مسلمانان است پس ابا كردند حضرت فرمود با شما جنگ ميكنم گفتند ما را طاقت جنگ عرب نيست و ليكن صلح مىكنيم با تو كه با ما جنگ نكنى و ما را نترسانى و ما را از دين خود بر نگردانى به شرط آنكه در هر سال دو هزار حله بدهيم براى جزيه هزار حله در ماه صفر و هزار حله در ماه رجب و سى زره عادى
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٠