تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
آدمى را تيره ميگرداند و روح اين كس را مكدر مىسازد و ملائكه رحمت را از اين كس ميرماند و آدمى را از ترحمات خاصه سبحانى محروم ميگرداند اگر دزدى به خانه در آيد و مدت‌ها آن خانه را بىمعارض متصرف شود يا مستى در سراى معمورى داخل شود و صاحب خانه در خواب باشد يا دشمنى مدت مديدى در خانه آبادانى مشغول خرابى باشد بمحض آنكه آن دزد يا آن مست يا آن دشمن را از خانه بدر كنند بحليه آبادانى بدر نمىآيد تا مدتها در مقام اصلاح و تعمير آن سرا بر نيايد و خرابها را باصلاح نياورد و متاعهاى دزديده را عوض نگيرد به حالت اولى برنمىگردد و همچنين دزد شهوات نفسانى و دشمنى مانند شيطان و مستى مثل خواهش گناهان هرگاه سالها در سراى دل در خرابى باشند و مايهء ايمان و اعمال صالحه را ربايند و پيوسته در خرابى كوشند و صاحب خانه بىخبر و در خواب غفلت باشد چون بيدار شود و نظر كند خانه‌اى بيند خراب و ويران و اسباب خانه بغارت رفته و ظروف و آلات شكسته و خانه‌اى مزين بدود معاصى تيره گرديده بمحض آنكه نادم و پشيمان گردد و به تير و نيزه و شمشير آه و ناله و استغفار و استغاثه بدرگاه ملك غفار دزد غارت‌گر را از خانه بيرون كند و او در بيرون خانه در كمين بنشيند و منتظر فرصت باشد كى اين خانه ويران آبادان ميگردد بلكه بايد مدتهاى مديد سعى كند و خانه را آبادان كند و متاعهاى دزديده اعمال صالحه را عوض بگيرد و تيرگىهاى معاصى را از در و ديوار دل ازاله كند و رخنه‌هاى شيطان را از خزانهء ايمان مسدود گرداند آن وقت شايد به حالت اولى تواند برگرديد بلكه بهتر از اول تواند شد نظر كن باحوال انبياء و مرسلين كه پيشوايان دينند از براى ارتكاب مكروهى يا ترك اولائى چه تداركها كرده‌اند حضرت آدم سيصد سال گريست تا آنكه در روى مباركش دو نهر از آب ديده‌اش بهم رسيد تا توبه‌اش قبول شد حضرت داود اين قدر گريست كه گياه از آب ديده‌اش مىروئيد و آه آتشبار ميكشيد كه آن گياه ميسوخت توبه كامل اين است و در اين مقام سخن بسيار است و اين رساله جاى ذكر آنها نيست .

مطلب هفتم در بيان وجوب قبول توبه است

بدان كه خلافى نيست ميان علماى اسلام در آنكه ساقط مىشود عقاب بتوبه و خلاف است در آنكه آيا عقلا بر خدا واجب است حتى آنكه اگر بعد از توبه عقاب كند ظلم كرده خواهد بود يا آنكه تفضلى است كه حقتعالى بكرم خود عطا كرده است و رحمتى است كه نسبت بهمهء عباد