يا نسبت به اين امت كرده است و الحال بمقتضاى وعده بر حقتعالى واجب است كه عمل بوعدهء خود بفرمايد معتزله به اول قائل شدهاند و اشاعره بثانى قائلند و شيخ طوسى و شيخ طبرسى و علامهء حلى و اكثر متكلمين اماميه بقول ثانى قائل شدهاند و خواجه نصير در تجريد در اين باب توقف كرده است و جزم باحد طرفين نكرده است و حق آنست كه قبول توبه عقلا مطلقا واجب نيست و محض فضل خداست بر اين امت كه بمحض ندامت و عزم بر عدم عود گناهان تمام عمر را بيامرزد و در امم سابقه نيز چنين نبوده چنان كه در عبادت عجل تا چندين هزار كس از بنى اسرائيل كشته نشدند توبه ايشان مقبول نشد و نقل كردهاند كه تا عضوى را به آن گناه كردهاند نميبريدند توبهء ايشان مقبول نميشد و در صحيفهء كامله حضرت سيد الساجدين ميفرمايد كه حمد ميكنم خداوندى را كه دلالت كرد ما را بر توبه كه نميشماريم آن را مگر از فضل او و اگر نشماريم از فضلهاى او مگر اين توبه را هرآينه نعمت او نزد ما نيكو خواهد بود و احسان او بسوى ما جليل خواهد بود و فضل او بر ما بزرگ خواهد بود چنين نبود سنت و طريقهء خدا در توبه از براى آنها كه پيش از ما بودند و باز در دعاى ديگر فرموده است يا الهى اگر بگريم بسوى تو تا بيفتد پلكهاى چشمهاى من و آن قدر فغان و ناله كنم كه صدايم قطع شود و بايستم بعبادت تا پاره پاره شود پاهايم و ركوع كنم از براى تو تا فقرات پشتم از هم جدا شود و سجده كنم از براى تو تا حدقههاى چشم من بتركد و خاك زمين را بخورم در طول عمر جود و آب خاكستر بياشامم تا آخر روزگار خود و تو را ياد كنم در خلال اين احوال تا زبانم مانده شود پس نظر خود را بلند نكنم بسوى آفاق آسمان از شرم تو مستوجب نشوم به اين اعمال محو يك گناه از گناهان خود را و اگر خواهى آمرزيد مرا در وقتى كه مستوجب مغفرت تو شوم و عفو خواهى كرد از من در هنگامى كه مستحق عفو تو گردم پس اين هرگز واجب نخواهد شد از براى من باستحقاق و نه من اهل آن خواهم شد بر سبيل وجوب زيرا كه جزاى من در اول معصيتى كه ترا كردم آتش جهنم بود و اين مضامين در ادعيه و اخبار بيشمار است
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 642
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٤٢