مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعدهء عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
( اول ) وسوسه و حديث نفس است كه به اختيار آدمى نباشد چنان كه كلينى از محمد بن عمران روايت كرده است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم از وسوسه هر چند بسيار شود حضرت فرمود گناهى در آن نيست چون چنين شود بگو لا إله الا اللّه و بسند حسن كالصحيح روايت كرده است كه جميل بن دراج به آن حضرت عرض كرد كه در دل من امر عظيمى مىافتد حضرت فرمود بگو لا إله الا اللّه جميل گفت هر وقت چنين امرى در خاطر من خطور كرد و لا إله الا اللّه گفتم بر طرف شد و ايضا بسند معتبر از حمران روايت كرده است از امام محمد باقر عليه السّلام كه مردى آمد بنزد رسول خدا و گفت يا رسول اللّه من منافق شدم حضرت فرمود به خدا قسم كه منافق نشدهاى اگر منافق شده بودى نزد من نمىآمدى كه اعلام كنى گمان كنم كه دشمن حاضر يعنى شيطان آمده است بنزد تو و از تو پرسيده است كه كى تو را خلق كرده است آن مرد گفت آرى به حق آن خداوندى كه ترا به حق فرستاده است كه چنين بود حضرت فرمود كه شيطان بنزد شما آمده از راه اعمال و گناه بر شما غالب نشده است از اين راه آمده است كه شما را گمراه كند و از راه دين بلغزاند هر كه را اين حالت رو دهد خدا را بيگانگى ياد كند و بسند حسن كالصحيح از محمد بن مسلم از حضرت صادق عليه السّلام همين حديث را روايت كرده است و در آخرش حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه اين و اللّه محض ايمانست و ايضا بسند صحيح از على بن مهزيار روايت كرده است كه شخصى به خدمت حضرت امام محمد تقى عليه السّلام نوشت و شكايت كرد از چيزهائى كه در خاطر او خطور مىكند حضرت در جواب نوشتند كه اگر خدا خواهد ترا بر حق ثابت ميدارد و شيطان را راهى و استيلائى بر تو نميدهد پس نوشتند كه گروهى شكايت كردند بسوى رسول خدا از امورى چند كه در خاطر ايشان در مىآيد كه اگر باد ايشان را از جاى بلندى به زير اندازد يا ايشان را پاره پاره كند احب است بسوى ايشان از آنكه تكلم به آن كنند حضرت فرمود كه آيا اين را در نفس خود مىيابيد گفتند بلى