رسيده باشد و دستش به او رسد و بدان كه خلاف است در آنكه اتيان به اين امور شرط است در تحقق توبه يا توبه بمحض ندامت و عزم بر عدم عود به آن گناه توبه متحقق مىشود و آنها واجبات ديگرند مشهور ميان علماء قول اخير است كه شرط نيست بلكه از مكملات توبهاند و اگر نكند بر ترك توبه معاقب نخواهد بود بلكه بر ترك آنها معاقب خواهد بود و از بعضى از اخبار مستفاد مىشود كه شرط باشند و اين احوط است .
مطلب پنجم در بيان وقت توبه است
خلافى نيست در آنكه توبه واجب فورى است و بتأخير آن آثم ميگردد زيرا كه گناهان بمنزلهء سموم قاتلهاند همچنانكه در سموم بايد مداوا كند پيش از آنكه او را هلاك كند همچنين واجب است بر كسى كه گناه كند كه مبادرت نمايد بتوبه پيش از آنكه او را هلاك كند پس تأخير توبه گناه ديگر خواهد بود و از آن نيز بايد توبه كند و اگر تأخير كند دو گناه ديگر براى تأخير توبه اين دو گناه براى او حاصل مىشود و بعنوان مضاعفهء شطرنج بالا ميرود تا آنكه ميرسد در قدر يك ساعت اگر به شصت دقيقه نيز قسمت كنيم آن قدر جمع مىشود كه محاسبان ماهر از حساب آن عاجز ميشوند و چون در كمتر از دقيقه نيز توبه ميتوان كرد اگر بر ثانيه و ثالثه و رابعه قسمت كنيم به غير حقتعالى كسى حساب او را نميتواند كرد چه جاى آنكه روز و ماه و سال را بر اينها قسمت كنيم و چه جاى آنكه گناهان غير متناهى را به اين نسبت قسمت كنيم پس معلوم شد كه همچنانكه نعمتهاى الهى را احصاء نميتوان كرد گناهان و تقصيرات بنده را نيز احصاء نميتوان كرد و بعضى از محققين گفتهاند كه كسى كه تسويف و تأخير توبه مىكند و از وقتى بوقتى ديگر مىاندازد متردد است ميان دو خطر عظيم كه اگر از يكى سالم بماند مشكل است كه از ديگرى سالم بماند ( اول ) آنكه اجل گريبان او را بگيرد و وقت تدارك بگذرد و درگاه توبه مسدود گردد و برسد وقت آنكه حق تعالى
فرموده است
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ
يعنى حايل شود ميان ايشان و ميان آنچه ميخواستند و طلب مهلت يك روز و يك ساعت كند به او گويند وقت مهلت گذشت ديگر ترا مهلتى نيست چنان كه حقتعالى فرموده است پيش از آنكه بيايد احدى از شما را مرگ پس گويد پروردگارا چرا تأخير نكردى مرا تا اجل نزديكى بعضى از مفسرين در تفسير اين آيه گفتهاند كه محتضر در هنگامى كه پرده از پيش ديدهء او برداشته شود ميگويد اى ملك موت تأخير كن مرا يك