تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
ديگر او را عارض ميگردد كه متألم ميگردد از آنكه محبوب او از او فوت شده است از كردن گناهان و اين تألم و تأسف را ندامت و پشيمانى ميگويند و از اين حالت حالت ديگر بهم ميرسد كه قصد مىكند سه چيز را ( اول ) متعلق است به حال كه ترك مىكند گناهى را كه مرتكب آن بود ( دويم ) متعلق است بآينده كه تا آخر عمر عود به آن گناه نكند ( سيم ) تعلق دارد بگذشته كه تلافى كند آنچه را تلافى توان كرد كه قضاء كند عباداتى را كه از او فوت شده است و از مظالم مردم بيرون آيد پس اين سه امر كه معرفت ضرر گناه است و پشيمانى از آن و قصد كردن اين امور به ترتيب حاصل ميشوند و گاه است بر مجموع اينها اسم توبه را اطلاق ميكنند و اكثر بر ندامت تنها اطلاق ميكنند و معرفت را مقدمه آن ميدانند و آن قصد را ثمرهء آن ميدانند كه بر آن مترتب مىشود و گاه است كه بر مجموع ندامت و عزم توبه را اطلاق مىكنند و چون توبه نيز عبادتى است شرايط عبادات در آن معتبر است و عمده شرايط عبادات اخلاص است پس بايد كه توبه از براى خدا باشد و مشوب بريا نباشد و چون بعضى از علماء طمع بهشت و خلاصى از جهنم را منافى اخلاص مىدانند در اينجا نيز گفته‌اند كه اگر غرض از توبه تحصيل بهشت يا نجات از جهنم باشد صحيح نيست و دلايل بر بطلان اين مذهب بسيار است و كسى كه معنى نيت را فهميده است ميداند كه اعلاى درجات نيت نسبت باكثر خلق اين است كه يكى از اين دو معنى منظور ايشان باشد نسبت بعامه خلق نيت را از اين دو معنى خالى كردن تكليف ما لا يطاق است و در كافى دو روايت معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه هر كه شراب را از براى غير خدا ترك كند خدا از شراب سر به مهر بهشت بكام او برساند و ممكن است كه اين تفضلى باشد از حقتعالى از خصوص ترك شراب هر چند توبه حقيقى نباشد

مطلب چهارم بيان انواع گناهانى است كه از آن‌ها توبه ميكنند

اكثر متكلمين و فقهاى اماميه گفته‌اند كه گناه اگر مستتبع امر ديگر نباشد اگر اتيان به آن بايد نمود مثل پوشيدن حرير از براى توبه از آن همين بس است كه پشيمان شود از آن و عزم كند كه بعد عود به آن نكند و اگر مستتبع امر ديگر باشد از حقوق خدايا حقوق مردم مالى يا غير مالى واجب است توبه كه اتيان به آن كند و بسا باشد كه مخير باشد ميان آنكه اتيان به آن امر بكند و ميان اكتفاء بتوبه از گناه پس حقوق ماليه خدا مانند بنده آزاد كردن در كفاره واجب است با قدرت بر آن كه اتيان بكند و بسا باشد كه مخير باشد ميان اينكه اتيان به آن امر بكند و ميان اكتفاى بتوبه از آن گناه و حقوق غير ماليه خدايا حد است يا غير حد اگر حد است مخير است ميان آنكه اقرار به آن