تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
بدعت او گمراه شده‌اند برنگرداند توبه او مقبول نيست و اكثر حمل بر توبه كامل كرده‌اند و اگر قصاص باشد واجب است كه تسليم نفس خود را باولياى مقتول بكند مثل آنكه بگويد به پسر مقتول كه من پدر تو را كشته‌ام اگر ميخواهى مرا بكش و اگر ميخواهى ديت بگير و اگر ميخواهى عفو كن و همچنين اگر عضوى از كسى را بريده باشد نزد او يا وارث او برود و اعلام كند و تمكين قصاص يا ديت بكند و اگر حد باشد مثل فحش اگر آن شخص كه فحش به او گفته است عالم باشد كه اين فعل از او صادر شده است باز بايد كه تمكين بكند يا حد بزند يا عفو كند و اگر نداند خلاف است كه او را اعلام بايد كرد يا نه بعضى گفته‌اند حقى است از شخصى و ساقط نميشود مگر به آنكه او ساقط كند و خواجه نصير و علامه و اكثر علماء قائل شده‌اند كه اعلام نبايد كرد زيرا كه باعث تجديد اذيت او است و موجب عداوت و كينه او مىشود و اگر مجملا ابراء ذمه از او تواند طلبيد بطلبد و همچنين اگر زنا كرده باشد العياذ باللّه با زوجه كسى آن نيز چون حق الناس در آن هست اين حكم دارد و اگر غيبت كسى كرده باشد آن نيز چنين است و كلينى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پرسيدند كه كفاره غيبت چيست فرمود آنست كه استغفار كنى براى آنكه غيبت او كرده‌اى هر وقت كه او را ياد كنى و حمل كرده‌اند اين را بر آنكه غيبت به او نرسيده باشد و خواجه نصير در تجريد گفته است كه واجبست عذر بخواهد از آنكه غيبت او كرده است اگر به او رسيده باشد و علامه در شرح تجريد گفته است كه اگر غيبت به آن شخص رسيده است بايد عذر از او بطلبد زيرا كه ضرر غم را به او رسانيده است بايد كه تدارك كند و اگر به او نرسيده است لازم نيست حليت از او طلبيدن زيرا كه المى به او نرسانيده است و در هر دو قسم واجب است كه پشيمان شود از براى خدا و عزم كند به آن كه هرگز عود به آن نكند و در مصباح الشريعة از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه اگر غيبت بغيبت كرده شده رسيده است علاجى نيست به غير آنكه از او حليت بطلبى و اگر به او نرسيده است طلب آمرزش كن از براى او و شيخ زين الدين گفته است كه در كفارهء غيبت دو حديث وارد شده است يكى آنكه كفارهء غيبت آنست كه استغفار كنى از براى او و ديگرى آنكه از هر كس نزد كسى مظلمه‌اى بوده باشد در عوض او بايد كه از او حليت بطلبد پيش از آنكه روزى بيايد كه دينار و درهمى نباشد و از حسنات او بگيرند و به صاحب حق بدهند و اگر حسنات نداشته باشد از گناهان صاحب حق بر گناهان او بيافزايد و راه جمع ميان اين دو حديث آنست كه استغفار را حمل كنيم بر آنكه نرسيده است يا آنكه دستش به او نرسد كه از او حليت بطلبد و حليت طلبيدن را حمل كنيم بر آنكه به او