ايضا احكام مماليك و عشق و تدبير و مكاتبه و احكام صيد و ذبايح و حرام و حلال خوردن و آشاميدن كه آدمى را در هر حال ضرور مىشود و احكام مواريث كه اموال ميت را به عدالت در ميان ورثه قسمت كرده است واجب است عمل به آن احكام و كسى كه مخالفت كند معصيت الهى كرده و حقوق مردم را به غير حق متصرف شده و بدعت در دين خدا كرده است چنانچه عمر از روى ضلالت و معانده حق عول و تعصيب و ساير بدع و آثار را تا روز قيامت در ميان مردم گذاشت و احكام وصايا و سبق و رمايه و قصاص و ديات و حدود و تعزيرات همه از جمله تكاليفاند پس ظاهر شد كه جميع ابواب فقه و كتب حديث در بيان حلال و حرام خداوند علام است و تكاليف الهى نهايت ندارد و در اين رسالهها احصاء نميتوان كرد و غرض در اين مقام اشاره و تنبيهى بود بر بعضى از آنها تا بدانند طالبان حق كه اطاعت خدا آسان نيست و راه بندگى خدا خطير است و سلوك سبيل نجات دشوار است و به غير استعانت بجناب اقدس الهى ميسر نمىشود و پيوسته آدمى بتوبه و انابه محتاج است و مغرور باعمال ناقصه خود نبايد شد حقتعالى ميفرمايد آنها كه متقى و پرهيزكارند هرگاه خيالى از خيالات شيطانى ايشان را عارض گردد متذكر
و خبردار ميگردند پس ايشان بينا ميگردند و اين احكام نسبت بانبياء و اوصياء اكد وارد شده است كه بايد همه را بخلق تعليم نمايند و همه را در ميان ايشان جارى گردانند و هر كه مخالفت نمايد بحدود و تعزيرات تأديب كنند و بعد از غيبت ايشان جارى گردانند و هر كه بعلماء و راويان اخبار كه حافظان احكام دين مبين و نايبان ائمهاند و بر همه خلق اعانت ايشان در اجراى احكام الهى و مرافعه بسوى ايشان و قبول حكم ايشان واجب است چنان كه در احاديث معتبر وارد شده است كه كسى كه رد حكم ايشان كند حكم ما را رد كرده است و هر كه حكم ما را رد كند حكم حقتعالى را رد كرده است و آن در مرتبهء شرك بخداست
مقصد دوم در بيان وجوب توبه است و شرايط آن و گناهانى كه از آنها توبه بايد كرد -
وجوب قبول توبه در آن چند مطلب است
مطلب اول در بيان وجوب توبه است و گناهانى كه از آنها توبه بايد كرد
بدان كه خلافى نيست در وجوب توبه از گناه فى الجمله و خلاف است كه آيا از جميع گناهان توبه واجب است يا از گناهانى كه مكفر نشده باشد زيرا كه دانستى كه با اجتناب از كباير صغاير مكفر